عقد آریایی

بسم‌الله
در ایام اعیاد مذهبی اسلام، شعری نو از فریدون مشیری را می‌خوانند، با حال و هوا، شکل و شمایل و لباس‌های غربی و اروپایی، و سفره ایرانی-اسلامی که بعضا قرآن هم بر سر آن می‌گذارند، بعد اسمش می‌شود عقد آریایی!

پیدا کنید پرتقال فروش را

وداع

 بسم‌الله
مسافر
و تمام تماس‌ها اکنون
متصل می‌شود به کرب و بلا
یا تماسی گرفت جامانده
یا خبر می‌رسد ز شور و صفا
*
و همین روزها تمام جهان
همه راه‌های روی زمین
منتهی می‌شود به جاده عشق
از حرم تا حریم ملک یقین
*
و همین روزها که باید من
کوله باری بزرگ بردارم
این همه دلْ شکسته را باید
یک‌به‌یک داخلش ‌بگنجانم...
*
من و کوله، مسافریم امروز
از نجف تا حریم‌ِخلوتِ دوست
کاش امسال را اجازه دهند
اربعینی‌شدن ز جانب اوست
*
و شما ای تمام یارانم
رفقا، دوستان، عزیزانم
کوله ام هم هنوز جا دارد
تا نماند دلی به دنبالم
*
و حلالم کن آخر کاری
ای‌بیانیّ خوب و دریایی
الوداع ای عزیز نورانی
روی ماهت مباد بارانی

پ.ن
۱- معلوم است که خودم سرِ همش کردم که...😊
۲- ان‌شاءالله و به لطف مولا، شنبه عازمم. خواستم شنبه بگذارم، گفتم شاید التماس دعایی از قلم بیفتد.
۳- قصد دارم این سفر را هم در فضای حقیقی طی کنم. پس ارتباط مجازیم، قطع می‌شود تا برگردم.

دختری به نام لیلا

بسم‌الله

دختری به نام لیلا، دختری بی‌حجاب، بی‌قید و مرفه است. اما بر اثر اتفاقی با یک پسر مذهبی آشنا می‌شود. پسر برای عدم اختلاط با دختر و در مظان اتهام‌قرار نگرفتن، به خودش آسیب وارد می‌کند.

دختر، عاشق پسر مذهبی می‌شود. نمازخوان و چادری می‌شود. عالم و آدم را واسطه می‌کند تا با او ازدواج کند. مخالف اصلی، عمویش است که با همدرستی نامزد سابق او، برایش پاپوش می‌دوزد و او را به کلانتری و دادگاه می‌کشاند.

دختر بعد از ازدواج باردار می‌شود و با مرگ شوهرش، فرزندش به دنیا می‌آید و نام پدر را روی پسر می‌گذارد. از خانواده‌خودش کسی پشتیبانش نیست. او به سختی می‌تواند بر مشکلات غلبه کند و زندگی جدیدی را با پسرش شروع نماید...

سؤال: این خلاصه کدام سریال است؟

الف) تنهایی لیلا

ب) پدر

ج) هر سریالی که حامد عنقا بنویسد...

پ.ن: دنیا اینقدر تیره و تار نیست جناب عنقا

حال چرند یه پرند

بسم‌الله

همیشه حال این آدم‌ها برایم عجیب بوده‌است. آدم‌هایی که به قول خودشان قرآن، توسل، توکل، دعا و امام حسینشان (علیه‌السلام) سر جایش است، عشق، کیف، مد، ارایش و... هم به حد اعلا دنبال می‌کنند. آدم‌هایی که هم با دیگ نذری عکس دارند، هم با دوست پسرهایشان.

هم با حرم‌ها سلفی می‌گیرند و هم روبروی دوربین عکاس‌های پرتره، خودنمایی می‌کنند. افرادی که آدم‌های ضددین را قبول دارند و حاضرند برای سردار سلیمانی تبلیغات کنند.

*

شاید مشکل ماست، شاید نه، قطعا مشکل ما و امثال‌ما دین‌دارها و درس دین‌خوانده‌هاست که نتوانستیم به مردم نشان دهیم، دین برای زندگی دنیاست، کاتالوگ جهان فانی است، سرمشق زندگی است.

می‌ترسم از روزی که بین سنت و مدرنیته گیر کنم و آن وقت هر زمان که خواستم، میلم کشید، بعضی از دستورات دین را بپذیرم و برخی را کنار گذارم.

بشوم مصداق بارز نومن ببعض و نکفر ببعض...

و جالب این است که همین‌ها می‌شوند الگو، مظهردینداری، سرمشق زندگی...

خدایا کم‌کاری‌هایمان را ببخش، جبران کن.


پ.ن۱: نام پست، توهین و افترا نیست. عنوان کتابی است از یکی از همین آدم‌ها...

پ.ن۲: مصاحبه خانم پرند زاهدی، باعث شد این مطلب را بنویسم. خانم! قبول، شما بیشتر از من تفسیر، فقه، قران می‌دانید، اما علمی که عمل نشود، دانشی که به کار نیاید، معلوماتی که به کاربسته نشود...

وقتی صریح آیه قرآن می‌گوید: وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‌ جُیُوبِهِنَّ... همین ابتدای ایه،۳ فعل امر درباره حجاب، آمده‌است. دقیقا به کدامش عمل کردید؟ می‌کنید؟

پ.ن۳ بی‌ربط: کتاب‌نگاره‌هایم در کانالی به همین نام تجمیع شد و ادامه خواهد یافت.
https://eitaa.com/mybooks

کوفه، شام، کربلا، مدینه

سلام علی ابراهیم

ماه بنی‌هاشم

تنهایی، صبر، انتظار

This is us

بسم‌الله

این روزها دنبال فیلم‌ و سریال‌های زبان اصلی می‌گردم، البته فیلم و سریالهایی که کمتر خشونت ضد و خورد در آن باشد. فیلم های علمی ـ تخیلی هم به مذاقم خوش نمی آید. در گشت و گذارها به سریال This is us، تولید شبکه NBC آمریکا رسیدم؛ که تا بحال در دوفصل ۱۸ قسمتی‌ساخته شده است. یک زندگی کاملاً آمریکایی با همه المان‌ها و خرده فرهنگ‌های جامعه آمریکا +عشق، محبت، وفاداری، غیرت و نوع‌دوستی است؛ که البته بعد از +اش، بیشتر جزو خیالات و تخیلات نویسنده است و مصادیقش در جامعه آمریکا زیر ده‌درصد است.

در جامعه بی‌بند و بار امریکا، آنقدر روابط دور و ضعیف است که دایی و عمو را uncle ، خاله و عمه را aunt  و همه نسبت‌های دوم شامل دخترخاله، پسرخاله، پسر دایی، دختر دایی، دخترعمو، پسرعمو، دخترعمه و پسرعمه تحت نام cousin قرار می‌گیرد. (به نظرم این گونه نامیدن، فقط نشان عدم ارتباط و علقه است.) حتی دیگر مفاهیمی چون پدر، مادر و فرزند مفهومش را از دست داده است. آن وقت در قرن ۲۱، کارگردان امریکایی سعی دارد در عین عادی جلوه‌دادن تمام فرهنگ‌ها و ضدفرهنگ‌ها، مثل قمار، دزدی، روابط نامشروع، حاملگی‌های نامشروع، دوستی دختر و پسر، نوشیدنی‌های الکلی، خوانندگی زنان درکافه‌ها، سوزاندن اجساد و...  عشق‌، محبت، نوع‌دوستی را در فیلم به نمایش بگذارد. خانواده‌ای که بر مبنای عشق بنا می‌شود. با پایه محبت بالا می‌رود. نوع‌دوستی سفیدها آن هم نسبت به سیاه‌پوستان، بی‌نظیر است. (آن هم در جامعه‌ای که پلیس‌ها سیاهان را مورد خشونت فیزیکی قرار داده و حتی به راحتی می‌کشند.) وفاداری و عشق‌ورزی زن و شوهر نسبت به هم نمونه است. حتی فکر طلاق را هم نمی‌کنند. دوست صمیمیِ پدر خانواده، چند سال بعد از مرگ پدر، با مادر ازدواج می‌کند. اما قبل از ازدواج با او، هیچ محبتی نسبت به او نداشته چه اینکه معتقد بوده تا زمان زنده‌بودن جک (پدرخانواده)، او با همسرش ربکا (مادرخانواده)  مکمل هم و یکی بودند و قابل تمایز و تشخیص از هم نبودند.

در جامعه‌ای که حتی به زور بچه‌دار می‌شوند، خانواده‌ای سفیدپوست با از دست دادن یکی از سه‌قلوهایشان، کودک سیاهی را با اصرار و پیگیری فراوان و علیرغم مخالف قاضی سیاه پوست، به فرزندی می‌پذیرند.

*

پ.ن:

1- بعد از دیدن نصفه و نیمه یکی از تیزرهای سریال، فهمیدم سانسور چه نعمتی است. (واقعا بدون سانسورش، ارزش دیدن ندارد.)

2- چندسال قبل، آن زمان که در فصلنامه زنان کار می کردم، مقاله‌ای در مجله به چاپ رسید که برآیند پایان نامه‌ای بود درباره «روابط خانوادگی در سینمای ده ساله ایران»، مولف با بررسی ثانیه به ثانیه فیلم پرفروش اول هر سال، به آمار نگران کننده‌ای رسید. از مجموع دوازده فیلم بررسی‌شده، فقط به اندازه چند دقیقه، روابط مسالمت‌آمیز و آرامی را بین زوجین نشان می‌دهد و در سایر فیلم‌ها، حتی یک ثانیه، خبری از روابط عاطفی بین زوجین نیست!

3- پیرو نکته دوم، می‌دانم آمار طلاق هر روز نگران کننده تر می شود؛ اما لااقل نصف جامعه ما (یک پله پایین تر می آیم) یک چهارم متاهلین جامعه ما، در صلح و صفا زندگی می کنند. محبت، وفاداری و عشق میان آن‌ها موج می زند. اما کارگردانان، فقط در همان نیمه تاریک دنبال سوژه هستند.

4- آنقدر زندگی جک و ربکا، ایرانی است، که خنده‌ام می گیرد. مادر، تمام مشغله‌ها و دلمشغولی‌هایش را برای زندگی تعطیل می‌کند. پدر فقط برای سه فرزندانش، تلاش می کند.

5- سوزاندن اجساد، فرهنگی است که متاسفانه سیاستمداران امریکایی، با جدیت دنبال گسترش و توسعه آن هستند. تبلیغات در این حوزه، بیداد می کند. امیدوارم  خاکسترش به کشور ما نرسد...

غریب

۱ ۲ ۳ ۴ . . . ۲۸ ۲۹ ۳۰
در این دوره زمانه، همه معانی تغییر یافته.
روزگاری که همه می خواهند شبیه کس دیگری باشند. ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خود قیاس می کنند.
بعضی ها را دیگر نمی توان زن نامید.
بعضی زنانگی هایشان را گم کرده اند.
یا گذاشته اند داخل پستو
گروهی دیگر از زن بودن، یک قاب یادگاری دارند، شاید هم آلبوم خاطره، شاید...
اینجا به حکم عقل، قلم نویسی هایش رنگ و بوی زنانه گرفته، با چاشنی اخلاص، ان شاءالله.
ورود آقایان آزاد است... کلیک رنجه می کنید:)
Designed By Erfan Powered by Bayan