بابا

بابایمان رفت...
به همین راحتی، تنهایمان گذاشت. پدری که دست نوازشش بر سرمان بود.
همه یتیم شدیم. همه مایی که زمانی در مکتبی درس خواندیم که او، تأسیسش کرد و فقط مدیرش نبود...
پدرمان بود، و برایمان پدری کرد.

خدایش رحمت کناد.

   

عکس نوشت: این عکس مال دیدار دانشجویان دانشگاه است با رهبرمان... بابا دست همه مان را گرفت و ما را برد دیدار رهبر، یک دیدار اختصاصی و  خصوصی... ما بودیم و بابا و اماممان؛ غدیر سال 1384

شهری در اروپا

به نظرم، مطلب خوب و کاملی است درباره فیلمی که این روزها، آخرین روزهای اکرانش را می گذراند...

خواندنش خالی از لطف نیست...
"فرهنگ سازی"، متاعی در کره مریخ! .. "سبک زندگی"، یتیمی در کنج نوانخانه!

البته می توان به همه اینها، یک فضای دیگر را اضافه کرد. این شهر، کلی موش دارد، خیلی زیاااااااااااااااااااد... به همین تعداد، عروسک گردان دارد. عروسک گردان ها هم زن و مرد هستند، می خواهم بدانم در همان فضای کوچک زیر دکور، چگونه حریم ها حفظ می شود... این بود جامعه آرمانی ما؟!

پاتختی

لطفا هیچ وقت، هیچ تختی را بدون پاتختی اش نگیرید، حتی اگر به نظرتان اتاق کوچک است و جا ندارد.
واقعا آدم دلش می خواهد یک چیزی کنار تخت باشد، برای اینکه وسایلش را بگذارد روی آن... روی زمین هم که نمیشود گذاشت، چون خیلی پایین تر از تخت است...

توصیه

هنر چیزی نیست که همه استعدادش را داشته باشند، چیزی نیست که همه خوششان بیاید.
مقوله ای نیست که همه آن را بپسندند...
یک خواهش دوستانه از همین گروه
لطف کنید وقتی یک نفر کار هنری انجام می دهد و شما اصلا نمی پسندیدنش، یا به نظرتان برای آن کار مدنظر مناسب نبود، از روی آن آدم رد نشوید ونهایتا بگویید من دوستش ندارم. نه اینکه کلا کار را بهم بریزید و بگویید به نظرم خیلی بد است و به درد نمی خورد، اصلا این چه کاغذی است و...

هنر، از روح لطیف بر می خیزد. لطافت روح هنرمند را خدشه دار نکنید.


پ.ن: البته این حرف ها به آن معنا نیست که هر چیزی مزخرفی که طرف درست کرد با 4 تا خط خطی، کلی به به و چه چه کنید...

پرواز

اگر بگویم یکی از بهترین سریال های جنگی که کلا دیده ام، اغراق نیست...
این روزها، شبکه «آی فیلم» و «افق»، همزمان در حال پخشش هستند...
سریالی کوتاه، درباره اولین روزهای جنگ.
ملیحه، به دنبال «وحید» نامزدش است، و پایان بندی خوبِ فیلم، برای اولین بار یک فیلم ایرانی، میخکوبم کرد. نویسنده آخرین برگه برنده را در سکانس پایانی رو می کند.
داستان شیدایی ملیحه و وحید را در این هفته ای که به یاد تمامی شهداء نام گذاری شده را از دست ندهید...

«رقص پرواز»

ورزش و خدا

کاش ورزشکارانمان، همان قدر که در مسابقات، یاد خدا می کردند، در زندگی شان هم خدایی بودند. نمی گویم آدم های بی دین و ایمانی داریم و...
اما اگر توکلشان، بهتر بود، ایمانشان قوی تر بود و بیشتر فرایض را انجام می دادند، مطمئن باشید، کاروان ورزشی ایران، خیلی بیشتر از اینها، مدال کسب می کرد.
و من یتوکل علی الله فهو حسبه

باز هم ورزش

این روزها، در پوشش مسابقات آسیایی، آمریکا به سوریه حمله کرده است... سوریه ای که کم کم داشت پا می گرفت و دیگر آخرین رمق های داعش را از بین می برد...

امریکا هر غلطی که می خواهد می کند و به هیچ کس هم کار ندارد... حالا باز هم بگویید سازمان ملل و شورای امنیت، کارایی دارند!!!


صدر اخبار این روزها همین است، هر چند در آسیا، المپیک آسیایی در حال جریان است. فکر می کنم واقعا خانم ها، دارند سنگ تمام می گذارند. در روزهای ابتدایی مسابقات، این خانم ها بودند که بالاخره کشورمان را وارد جدول توزیع مدال کردند و ثابت کردند علی رغم کم محلی وبی محلی هایی که می شود، خانم ها کارایی دارند.

جالب این است که بانوان ورزشکار، تا حالا در دو رشته ای به مدال رسیده اند که تیم مردان، به رتبه چهارم مسابقات رضایت داد. یکی تیراندازی با اسلحه بادی و دیگری قایقرانی، روئینگ 4 نفره...

مدال تیمی نقره مسابقات آسیایی در تفنگ بادی... هر چند حقمان طلا بود که مثل همیشه خوردند.

مدال طلا ونقره بخش انفرادی در تفنگ بادی

امیدوارم این مسابقات، نقطه شروع باشد برای توجه هر چه بیشتر و بهتر به بانوان ورزشکار...

مدال برنز تیم روئینگ قایقرانی بانوان.

در این دوره زمانه، همه معانی تغییر یافته.
روزگاری که همه می خواهند شبیه کس دیگری باشند. ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خود قیاس می کنند.
بعضی ها را دیگر نمی توان زن نامید.
بعضی زنانگی هایشان را گم کرده اند.
یا گذاشته اند داخل پستو
گروهی دیگر از زن بودن، یک قاب یادگاری دارند، شاید هم آلبوم خاطره، شاید...
اینجا به حکم عقل، قلم نویسی هایش رنگ و بوی زنانه گرفته، با چاشنی اخلاص، ان شاءالله.
ورود آقایان آزاد است... کلیک رنجه می کنید:)
Designed By Erfan Powered by Bayan