نوشتن

نوشتن یک هنر است، یک هنر مفید و خوب...
و به قول رضا امیرخانی، برای نوشتن 2 کار لازم است، خواندن خواندن خواندن خواندن خواندن و نوشتن
می گفت به ازای هر صفحه که می خواهید بنویسید، باید 200 صفحه خوانده باشید.
هر کسی هم در نوشتن یک استعدادی دارد، یکی بلد است خوب و مطول بنویسد، یکی مختصر و مفید...
یکی متن علمی خوب می نویسد و دیگری ادبی.
وقتی به من می گوید مطلب 400 کلمه ای بنویس!، یعنی له ام می کنند... معمولا متنی که قرار است 400 کلمه بشود را سه بار ویرایش می شود و آخرش می شود 420 کلمه و نهایتاً 20 تایش را هم مسئول صفحه حذف می کند.
متن ادبی هم بخواهم بنویسم، می شود کف اش 400 تا، حالا یکی بگوید فقط 200 تا بنویس! مگه میشه؟!
آنوقت دوستم می گوید برای نوشتن یک ستون، خودم را بکشم، میشود 179 کلمه! مگه میشه 400 تا هم نوشت؟!؟!

روحش شاد

هر چه بیشتر می گذرد، بیشتر معنای جمله شهید آوینی را با گوشت و پوستم حس می کنم
همه در جمهوری اسلامی آزادند، جز حزب اللهی ها...

شکر

و امروز نهم دی ماه...
و خدا را هزارهزار مرتبه شکر که ما را جزو بابصیرت ها قرار دارد، نه غافلین...
نمی دانم اگر روز 9 دی، ساعت 3 بعدازظهر، اگر جایی غیر از دانشگاه تهران و میدان انقلاب بودم، چقدر باید استغفار می کردم تا بخشیده می شد این عدم بصیرت...
خدایا شکر...

تکنولوژی

یادم هست بچه که بودیم با مادربزرگ ها و پدربزرگ ها و بعضا خاله ودایی های بزرگتر، هر وقت حرفمان می رسید به تلویزیون و کامپیوتر و... ترجیح می دادند سراغش نروند، اصلاً راهشان را به آن سمت کج هم نکنند، همیشه گریزان بودند و فراری...

حالا که چندسالی است که از دست شبکه های اجتماعی فراری ام، حالشان را می فهمم. می فهمم که تکنولوژی یعنی دورکردن آدم ها از هم، نه نزدیکترکردنشان...

می فهمم هر چه بیشتر سرمان را فرو کنیم در تکنولوژی، کلاه گشادتری سرمان می رود،
هر چه بیشتر تلاش کنیم تا زیر و بمش را بفهمیم، بیشتر زیر و بمان را برای همه رو می کند،
هر چه می گذرد، بیشتر دایره حریم خصوصی مان کوچکتر می شود و همه چیزمان می شود عمومی،
حریم ها شکسته می شود
آداب معاشرت یادمان می رود
دید وبازدیدهایمان
احوالپرسی ها
و حتی اگر همین جور پیش برویم، دور هم بودن هایمان، مهمانی هایمان و حتی شاید جشن تولدها و جشن عروسی هایمان هم مجازی شود...

مثلا ساعت 7 تا ده، گروه فلان، همه هم با دوربین همدیگر را رصد می کنند و تمام!

قرار بود تکنولوژی در خدمت ما باشد یا ما در خدمت تکنولوژی؟!

در این دوره زمانه، همه معانی تغییر یافته.
روزگاری که همه می خواهند شبیه کس دیگری باشند. ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خود قیاس می کنند.
بعضی ها را دیگر نمی توان زن نامید.
بعضی زنانگی هایشان را گم کرده اند.
یا گذاشته اند داخل پستو
گروهی دیگر از زن بودن، یک قاب یادگاری دارند، شاید هم آلبوم خاطره، شاید...
اینجا به حکم عقل، قلم نویسی هایش رنگ و بوی زنانه گرفته، با چاشنی اخلاص، ان شاءالله.
ورود آقایان آزاد است... کلیک رنجه می کنید:)
Designed By Erfan Powered by Bayan