قدیمی

خودم هم قدیمی شدم، چه برسد به وبلاگم...

اما قدمت را دوست دارم. بزرگ شدن، هم خوبی هایی دارد، هم بدی...

چه پارادوکس عجیبی است دوست داشتن و نداشتن...

کاش

می شد هر وقت می خواهیم زمان را متوقف کنیم یا برگردانیم.

آن هم چه شیر تو شیری می شد...

در این دوره زمانه، همه معانی تغییر یافته.
روزگاری که همه می خواهند شبیه کس دیگری باشند. ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خود قیاس می کنند.
بعضی ها را دیگر نمی توان زن نامید.
بعضی زنانگی هایشان را گم کرده اند.
یا گذاشته اند داخل پستو
گروهی دیگر از زن بودن، یک قاب یادگاری دارند، شاید هم آلبوم خاطره، شاید...
اینجا به حکم عقل، قلم نویسی هایش رنگ و بوی زنانه گرفته، با چاشنی اخلاص، ان شاءالله.
ورود آقایان آزاد است... کلیک رنجه می کنید:)
Designed By Erfan Powered by Bayan