غمی که تمام نمی شود

بسم الله

خدایا از تو شکایت نمی کنم که هنوز باور دارم که ارحم الراحمین هستی.

خدایا از بندگانت شکایت دارم که دروغ می گویند، افترا می بندند، حقیقت را بر زبان جاری نمی کنند، هیچ کاری نمی کنند و عده ای عزادار و دلسوخته در آتش دروع آن ها می سوزند...

چرا دروغ می گویند، چرا می گویند تحریم ها برداشته شد؟ اگر تحریم نیستیم، ملوانان ما در کشتی پانامایی چه می کنند؟

چرا حرف های تو را باور نمی کنند، اما به حرف های جان کری اعتماد دارند؟

با مردم خودشان، متکبرانه برخورد می کنند و در برابر کمونیست ها، تواضع می کنند؟

به مردم خودشان اخم می کنند و در برابر نمایندگان اروپایی، ریسه می روند؟

این کشتی، این 32 عزیزدل، این 32 خانواده داغدار، در آتش بی تدبیری سوخنتد، در آتش دروغ، خیانت، کم کاری، تعلل...

خدایا تقصیر ما هم هست، خودت گفتی: ان الله لایغیر ما بقوم حتی بغیروا ما بانفسهم

ما کم کار کردیم، کم با مردم حرف زدیم، کم روشنگری کردیم، نتوانستیم تبیین کنیم که این دولت، نه امید می دهد، نه تدبیر می کند!

امید همه را دود کرد با بی تدبیری اش...

خدایا

ببخشید

عذر تقصیر...

پ.ن: این عکس را روبرویم می گذارم، تا یادم نرود تاوان کم کاری هایمان، سوخته شدن 32 دریادلی بود که پاره تن مان بودند... برای ما می رفتند، برای ما کار می کردند، اقتصاد ما را می چرخاندند...

سروش

بسم الله
از دیشب یکی یکی پیام می‌آید که فلانی وارد سروش شد...
تا الان نزدیک ده، دوازده نفر وارد شدند.
ان شاءالله بقیه هم بیایند...
عدو شود سبب خیر، گر خدا خواهد

پ.ن: امروز داشتم کاربران سروشم را نگاه می‌کردم. ۹۰% برگشتند به تلگرام و از زمان، دیگر پیام‌رسانشان را چک نکرده‌اند.

۸/۱۲/۹۶

دهان منتقدان

اینکه حسین دهباشی، اقرار می‌کند، اعتراف می‌کند به نشر اکاذیب، در زمان حضور در انتخابات ۹۲ و حرف‌هایی خوبی که برای دولتمردان امروزی نوشت،
اتفاق خوبی است.
برایش دعا می‌کنم که خدا دلش را به نور ایمان روشن کند.
به صراط مستقیم
به مسیر حق و انقلاب...

ترومن

بسم الله

کلا اهل فیلم دیدن، آن هم از نوع خارجی‌اش نیستم. اشاره حاج‌آقا پناهیان و تمجیدش از این فیلم، باعث شد کل فیلم را ببینم. البته با دوبله فارسی و احتمالاً حذف یکسری از صحنه‌ها.

نگاه حاج‌آقا این بود که همه ما، ترومن شهر هستیم و همه چیز در اختیار ماست و برای ماست.

اما این قضیه یک زاویه دید دیگری دارد. اینها تفکر یهود را دنبال می‌کنند. چقدر در طول فیلم، یاد کتاب دنیای سوفی افتادم. خیلی شبیه هم بودند.

یهود معتقد است میوه‌ای که حضرت آدم و حوا از آن خوردند، میوه دانش بوده، یعنی خدا العیاذبالله نمی‌خواسته برخی از مسائل را آن‌ها بدانند. برای همین از بهشت رانده شدند. چون مخلوقات، می‌توانند از حیطه اختیار خالق‌شان بگریزند و به جاودانگی برسند.

همان کاری که سوفی کرد.

همان کاری که ترومن کرد...

پس ما هم می‌توانیم.


پ.ن۱: خوب است آدم فقط خوب‌ها را ببیند، مثل حاج‌آقا که بهترین زاویه دید را داشت.

پ.ن۲: خوب است همه زاویه‌ها را ببینیم تا ناخوداگاه، چیزی روی نفس‌مان اثر نگذارد که بعدها نفهمیم که این اثر از کجا بوده است.

پ.ن۳: به یک بار دیدنش، می‌ارزد.

در این دوره زمانه، همه معانی تغییر یافته.
روزگاری که همه می خواهند شبیه کس دیگری باشند. ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خود قیاس می کنند.
بعضی ها را دیگر نمی توان زن نامید.
بعضی زنانگی هایشان را گم کرده اند.
یا گذاشته اند داخل پستو
گروهی دیگر از زن بودن، یک قاب یادگاری دارند، شاید هم آلبوم خاطره، شاید...
اینجا به حکم عقل، قلم نویسی هایش رنگ و بوی زنانه گرفته، با چاشنی اخلاص، ان شاءالله.
ورود آقایان آزاد است... کلیک رنجه می کنید:)
Designed By Erfan Powered by Bayan