فیلم مفت2

بسم الله
گاهی باید بفهمم در دنیای فرهنگ، چه می گذرد. گاهی اگر قرار است در این دنیا زندگی کنیم، باید لمس کنیم خوراک فرهنگی بچه های این مرز و بوم چیست؟
گاهی باید دریابیم...

بعد از نادم و پشیمان شدن، از دیدن فیلم های صد من، یک غاز و آن فیلم هایی که انقدر تبلیغاتش را دیده بودم که دیگر حالم بهم می خورد، تصمیم گرفتم اگر از این امکان «12 هزار تومان، n فیلم در یک ماه» قرار است بهره ببرم، حداقل فیلم های فاخر ببینم. در نتیجه لیست فیلم هایم را کم کردم، و فقط به فیلم های مطرح پرداختم. فیلم هایی که گاهی دلم می خواست می دیدم، زمانی اگر کسی همراهم بود، حتما می رفتم، وقتی به شبکه نمایش خانگی پیوست، دوست داشتم سی دی اش را بگیرم و این سه احتمال، هیچ وقت محقق نشد...

«رخ دیوانه» برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و فیلم برگزیده تماشاگران، حتماً انتخاب خوبی بود.

اما...

آن هم روایت کلاه گذاشتن بچه های مایه دار، سر هم بود. حالا شاید دوتایشان وضعشان عالی نبود،(که اخر فیلم، یکی از همین دو نفر، می میرد و دیگری سرش بی کلاه می ماند.) اما داستان بچه هایی بود که هر کدام تنها زندگی می کرد، خودشان برای ازدواج، تصمیم می گرفتند و هر کدام یک خانه خوب داشتند.
و راوی داستان، از عالم برزخ، نریشن فیلم را روایت می کرد...

روایتی از آدم های بی دردی که همه زندگی شان در فضای مجازی، اتفاق می افتد. قرارهایشان را در نت هماهنگ می کنند، دم کافی شاپ، جلوی نام آیدی، تیک می زنند و...

معلوم نیست کاوه، غزل، ماندانا، شکوفه، پرویز، مسعود از کجا کسب درآمد می کنند؟ (فقط کاوه، در یک سکانس می گوید که کار مردم دستم بود، تو کامپیوترم، همین!)

یادم می آید یک بار جناب وحید جلیلی گفتند: «سینمای ایران» دو دروغ است.
اولاً سینما نیست، چون آنقدر کمک دولتی دارد که اصلاً صنعت محسوب نمی شود که کسب درامدی داشته باشد.
ثانیاً اکثر فیلم ها، از خیابان ولیعصر به بالا، فیلم برداری می شود...

رخ دیوانه، شاید سینما بود، اما باز هم روایت های آدم های مرفه بی دردی بود که نهایت مشکلشان، خرید سربازی بود، همین...

فیلم مفت

بسم الله
وقتی مجموعاً با ۱۲ هزارتومان در عرض یک‌ماه، می‌شود رایگان هر چقدر که بخواهی فیلم ببینی، آدمی برای دیدن وسوسه می‌شود.
من هم یکی از همان آدم‌ها
وسوسه شدم...
با ۱۲ هزارتومان، این فیلم‌ها را دیدم:
سلام بمبئی، نگار، کوچه‌ بی‌نام، برلین ۷-، خداحافظ رفیق، نهنگ عنبر۲، نارنجی‌پوش، ۵ قسمت از سریال شهرزاد، سیندرلا، زیبای خفته، سارا و آیدا و دل‌شکسته...

حالا حس می‌کنم سینمای این روزهای کشور، حالش خیلی بد است. از فیلم های یک‌سال اخیر، نگار، ساراوآیدا، سلام بمبئی و نهنگ عنبر2 را دیدم. البته از قسمت های موزیکال عبور کردم. به غایت داستان هجو، یک خطی و ناقصی داشتند. قبلاً درباره سینمای ایران می‌گفتند همیشه آخر فیلم‌ها، خوب تمام می‌شود، چون سلیقه ایرانی هاست. اما حالا کارگردان‌ها، تصمیم گرفته‌اند غالب فیلم‌ها را بد تمام کنند...
وقت ما، سرمایه‌ای است که از دست می‌رود، تلف می‌شود، هدر می رود با ۱۲ هزارتومان که هیچ، با میلیون‌ها تومن هم قابل بازگشت نیست...

ابراهیم سینمای ایران

بسم الله
سلام آقا ابراهیم...
شاید آن روز که نامت ابراهیم شد، می دانستند روزی باید جلوی بت های وسوسه و غرور و خودبینی بایستی.
و تبر را برداری، بت ها بشکنی و آن را روی شانه بت بزرگ بگذاری.
توفیق نبود که فیلم آخرت «به وقت شام» را ببینم. اما با بادیگارد، فهمیدم دفاع از نظام چه معنایی دارد، منتظرم زودتر پرده نقره ای، افتخار میزبانی ساخته جدیدت را پیدا کنند.
*
وقتی حرف های آن مثلا منتقد را شنیدم، دلم می خواست کاش آن فرد، فقط یک ساعت، در درگیری های داعش بود، تا بفهمد، معنای تخیل و واقعیت چیست! مرز مجاز و حقیقت کجاست، مفهوم ذهن و عینیت چه فرقی دارد. کاش لحظه ای می توانست از دنیای فیلم بیرون بیاید، ببیند، و باور کند آنچه که در دنیا اتفاق می افتد، خیال و وهم و تخیل و ذهنیت نیست.
*
فقط
آقا ابراهیم
سرباز نظام بمان... گاهی سعی می کنم فکر کنم کارگردان بعضی از فیلم هایت، تو نیستی. من هنوز با منطقِ سربازِنظام بودن، ارتفاع‌پست، موج مرده، به نام پدر، دعوت و گزارش یک جشن را درک نکرده‌ام.

برای نظام بساز که ما کارگردان وابسته به نظام، کم داریم.

نمرات ۱۸

بسم الله
آقای رئیس جمهور،
الان دقیقا به خاطر کدام کار شهرداری، به ایشان نمره ۱۸ داده‌اید؟
برف پارو کردند؟ شن ریختند؟ درخت‌ها را سبک کردند.
برف معابر را جمع کردند؟ شاخه‌های شکسته جمع‌آوری شد؟
*
بیایید جناح‌بندی سیاسی را کنار بگذاریم. صبح روز برفی، ساعت ۷ صبح، در دوران شهردار بودن دکتر قالیباف، همه خیابان‌ها و کوچه‌ها، شن‌ریزی شده بود، تا بعدازظهر روز اول، تمام برف‌ها جمع شده بود، دیگر شاخه شکسته‌ای دیده نمی‌شد...

دست مریزاد اقای قالیباف...
ممنون که یک نمونه خوب از کار شهردار موفق را به نمایش گذاشتید...

کوچه ما، بعد از گذشت دو روز، با اینکه کوچه پر ترددی است، نه تمیز شده، نه شن‌ریزی شده، نه شاخه‌های شکسته جمع شده...

از چند نمره ۱۸ داده‌اید. احتمالاً از ۱۰۰...

بافتن

بسم الله
آقای دکتر عراقچی
مردم ایران، نفهم نیستند، بلاتشبیه... هم نیستند. این منبری که شما رفتید و مهملاتی که بافتید و خودتحویل‌گیری هایتان، به کنار...
روز قیامت، سر پل صراط (البته اگر به پل صراط و قیامت و روز حساب، اعتقاد دارید) باید بابت تقریبا هیچ، جواب بدهید...
ان شاءالله خدا همه مضرین به نظام اسلامی را از سر راه بردارد.

در این دوره زمانه، همه معانی تغییر یافته.
روزگاری که همه می خواهند شبیه کس دیگری باشند. ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خود قیاس می کنند.
بعضی ها را دیگر نمی توان زن نامید.
بعضی زنانگی هایشان را گم کرده اند.
یا گذاشته اند داخل پستو
گروهی دیگر از زن بودن، یک قاب یادگاری دارند، شاید هم آلبوم خاطره، شاید...
اینجا به حکم عقل، قلم نویسی هایش رنگ و بوی زنانه گرفته، با چاشنی اخلاص، ان شاءالله.
ورود آقایان آزاد است... کلیک رنجه می کنید:)
Designed By Erfan Powered by Bayan