دو رویی

بسم‌الله
حالم بهم می‌خورد از آدم‌هایی که بلد نیستند روی عقیده‌شان بایستند. نان جمهوری اسلامی می‌خورند، از جمهوری اسلامی پول درمی‌آورند، حتی در جهت اهداف جمهوری اسلامی فیلم می‌سازند، مستند طراحی می‌کنند، کارگردان یکی از جذاب‌ترین مستند-مسابقه‌های تلویزیونی هستند، بعد از آن طرف افتخار می‌کنند که زنشان، شهروند افتخاری پالرمو شده است، کتابی می‌نویسد که فقط تلخی‌ها را روایت کند، عشق‌شان گربه خانگی است، مخالف حجاب اجباری هستند و آن را برابر با اجبار کشف حجاب می‌دانند.
این همه تناقض برایم حل نمی‌شود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


پ.ن: می‌دانید معنای شهروند افتخاری چیست؟ یعنی تو اینقدر برایمان ارزش داری، که هموطن بنامیمت. یعنی اینقدر به نفع ما کار کردی، که اهل شهر ما باشی، یعنی اینقدر...

بعد آن وقت شهروند کشور دیگری شدن، کشوری که جزو اتحادیه اروپاست، و جز اهداف سیاسی خود دنبال چیزی نیست وقتی از نویسنده ایرانی تقدیر می‌کند بابت کتابی که از ایران جز سیاهی نشان نداده، یعنی خانم فلانی! دمت گرم که به نفع ما کار کردی نه کشور خودت...

کوفه، شام، کربلا، مدینه

سلام علی ابراهیم

ماه بنی‌هاشم

تنهایی، صبر، انتظار

غریب

زهرایی که من نمی‌شناسم

حریم امن حرم

روایتی از انقلاب

قدم‌های رزمنده

۱ ۲ ۳
در این دوره زمانه، همه معانی تغییر یافته.
روزگاری که همه می خواهند شبیه کس دیگری باشند. ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خود قیاس می کنند.
بعضی ها را دیگر نمی توان زن نامید.
بعضی زنانگی هایشان را گم کرده اند.
یا گذاشته اند داخل پستو
گروهی دیگر از زن بودن، یک قاب یادگاری دارند، شاید هم آلبوم خاطره، شاید...
اینجا به حکم عقل، قلم نویسی هایش رنگ و بوی زنانه گرفته، با چاشنی اخلاص، ان شاءالله.
ورود آقایان آزاد است... کلیک رنجه می کنید:)
Designed By Erfan Powered by Bayan