آقا سید...

  • ۱۲:۵۵

بسم الله
یادم هست همیشه احترام سادات را به اعتبار ارتباطشان با رسول مهربانی ها، واجب می دانستند.
از همان اول
اگر در محله، 《آقاسید》بود، افتخار محله و بزرگ محله بود...
چقدر از دخترها، دوست داشتند و دارند کسی در خانه شان را بزند که سید باشد. و افتخار عروس بانوی دو عالم، را جار بزنند...
چقدر هرکسی که لباس پیامبر را پوشید، دلش می خواست به جای عمامه سپید، عمامه سیاه بگدارد...
همین جماعت، چقدر روی سیدی با عبای شکلاتی، مانور دادند.
یادم نمی رود، شهر به شهر، روستا به روستا می رفتند و فقط با یک جمله، اعتقادات مردم را به بازی می گرفتند: به این سید اولاد پیامبر رای بدین.
*
این جماعت، نان به نرخ روز می خورند. حالا که روبرویشان، سیدی قد علم کرده، بعد از توهین به سلطان خراسان و ولی نعمت مان، به عمامه سید هم گیر داده اند و با عنوان 《مردی با دستار سیاه》یاد می کنند که در مقابلش روحانی با دستار سپید است...
آقایان
به کجا چنین شتابان؟

فاطمه ***
سلام و احترام
مطلب قبلیتون رو که خوندم خواستم اونجا بنویسم اما ظاهرا قسمت نظرات رو بستید.
اینقدر قبل از تبلیغات گفتم و گفتم اما الان خیلی بیشتر از چیزی که به ذهن بیاد اتفاقات بد افتاده.
راستش حس میکنم اون قدر شرایط پیش اومده بد بوده برای بعضی رجال سیاسی که دیگه کار از گفتن گذشته.
الان بنده هم چند وقتیه که به سکوت دارم میگذرونم.
دیگه کلا حرفم نمیاد.
ظاهرا دیگه فایده ای هم نداره.
گاهی نتیجه عکس هم میده.
ظاهرا فقط باید سکوت کرد...سکوت...
بسم الله
علیکم السلام دوست عزیزم...
1- اشکالی در تنظیمات پیش آمده بود که تصحیح شد. ممنون از تذکرتون...
2- آخرش این است اگر ما سکوت کنیم، بقیه حرف می زنند، آنقدر حرف می زنند که مردم فکر کنند ما بلد نیستیم حرف بزنیم...
تب باران
سلام
واقعا نمیشه توقع ادب و احترام از کسایی داشت که به خودشون اجازه جسارت به ساحت ائمه (ع) رو میدن.

علیکم السلام...
دقیقا همینه...
سا قی
به کجا چنین شتابان؟؟

دقیقا به درک
:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
در این دوره زمانه، همه معانی تغییر یافته.
روزگاری که همه می خواهند شبیه کس دیگری باشند. ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خود قیاس می کنند.
بعضی ها را دیگر نمی توان زن نامید.
بعضی زنانگی هایشان را گم کرده اند.
یا گذاشته اند داخل پستو
گروهی دیگر از زن بودن، یک قاب یادگاری دارند، شاید هم آلبوم خاطره، شاید...
اینجا به حکم عقل، قلم نویسی هایش رنگ و بوی زنانه گرفته، با چاشنی اخلاص، ان شاءالله.
ورود آقایان آزاد است... کلیک رنجه می کنید:)
Designed By Erfan Powered by Bayan