ابوحمزه

این یادداشت ها، در مهرماه، یکهویی می آید روی صفحه وبلاگ، تمام دلنوشته هایی که این مدت نوشته ام و منتشر شده، اما روی صفحات نیامده...


هنوز یک روز هم نگذشته، دلم برای افتتاح و ابوحمزه تنگ شده

دلم نیامد دعای وداع بخوانم، خودم می دانم بهره چندانی از ماه صیام نداشتم.

دلمان خوش است به نمازی به امامت رهبر عزیزمان،

باشد دعاهایشان در حق ما پایتخت نشینان مستجاب شود.

چقدر متروی روز عید را دوست دادم. پر از آدم های چادری و مؤمن... کاش هر روزش همین بود.

باشد امسال، بنده شکرگزارتری باشیم...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
در این دوره زمانه، همه معانی تغییر یافته.
روزگاری که همه می خواهند شبیه کس دیگری باشند. ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خود قیاس می کنند.
بعضی ها را دیگر نمی توان زن نامید.
بعضی زنانگی هایشان را گم کرده اند.
یا گذاشته اند داخل پستو
گروهی دیگر از زن بودن، یک قاب یادگاری دارند، شاید هم آلبوم خاطره، شاید...
اینجا به حکم عقل، قلم نویسی هایش رنگ و بوی زنانه گرفته، با چاشنی اخلاص، ان شاءالله.
ورود آقایان آزاد است... کلیک رنجه می کنید:)
Designed By Erfan Powered by Bayan