ادامه... سامان دهی :)

در راستای تقاضا و اصرار دوستان! از کارهای هنری سامان دهی شده در اواخر سال 93، چشمتان را به جمال کارهایم روشن می کنم. باشد که شما هم به تکاپو بیفتید...

گلدوزیرومیزی1: گلدوزی ـ بعد از اصرار بسیار در جهت انجام کار بزرگتر از 20*20، اخرش تبدیل شد به رومیزی یک متر در یک متر در سالهای جوانی. پدر که مصرّ بود که تمام نمی کنی. اما بالاخره تولد 21 سالگی ام بود که تمامش کردم. آستری دادم، دورش را دو ردیف روبان چسباندم (با زان فیکس) و 4 تا منگوله هم درست کردم و 4 طرفش آویزان کردم. (گفته باشم که خود آستری زدن برای همچین رومیزی ای، خیلی کار می برد. چون باید یک بار کوک بخورد، دوخته شود، چرخ کاری هم شود... یک 6، 7 ساعتی زمان برد.)

چون پستم طولانی می شود، اگر دوست داشتید بقیه کارها را ببینید، بروید سراغ

رومیزی2: منجوق دوزی است، روی تور شماره دوزی. 5 تا کار، 20*20 بود که نهایتا با گیپوری که یافت شد و روبان پهن مشکی، به این شکل درآمد. سرگرمی دوران کودکی. :) البته دور همه را بریدم.رومیزی را روی پارچه سفید پهن کردم.

یادم هست که به معلم سال سوم و چهارم و اگر اشتباه نکنم، پنجم ابتدایی، یکی از آن طاووس ها (سمت چپ، بالا) را دوختم و بعد از قاب کردن، به عنوان هدیه روز معلم دادم. معلم سال سومم، فقط هدیه مرا قبول کرد و مال همه بچه ها را پس داد. آن هم چون خودم دوخته بودم. اگر بدانید آن سال، از خوشحالی در پوست خودم نمی گنجیدم. و الباه شدم مایه حسرت تمام بچه های کلاس ؛)

  

رومیزی3:  منجوق و مروارید است. بقیه روبان پهن، کار قبلی را با هویه، دورتا دور این رومیزی وصل کردم. دیگر کاریش نمی توانستم بکنم. تبدیل شد به یک رومیزی کوچک، برای خالی نبود عریضه هم چندتا گل هویه کاری دورتا دورش زدم. کار روی پارچه سفید پهن شده.

  

رومیزی4: این هم 4 تا کار گلدوزی در همان ابعاد 20*20... تقریبا مال 20 سال پیش (روی یکی از اینها تاریخ خورده. مرداد 74) طرحش مال مجله زن روز بودو پیشنهاد برای در مربا... این 4 تا را هم بهم وصل کردم و دورش را با آستری قرمز، مغزی دادم. شد یک رومیزی 40*40

   

رومیزی5 تا8: 4 تا کار در همان ابعاد همیشگی. :) هر کدام را جداگانه تور دوختم و انداختمشان در قفسه های کتابخانه ام.

   

رومیزی 9 و10: ابعاد این دو، هر کدام 40*40 است. اینها الگوی گلدوزی عروس وداماد بود. اما مادر هیچ وقت نگذاشت دامادش را هم گلدوزی کنیم. بعدها پرسیدم، جواب دادند که دوست نداشتم نگاهتان به لباس دامادی، بشود مدل غربی ها، با کت های بلند چاک دار و کروات... یکی از همین عروس ها را هم برای معلم کلاس دومم گلدوزی کردم و هدیه دادم. این دو رومیزی را هم انداختم روی میزهای اتاقم.

   

رومیزی11 و یک پیش بند بچه :) : دوختن پیش بند بچه، خیاطی سوم راهنمایی مان بود و کلی معلم حرفه وفن عاشقش شد و گذاشت توی کارهای مدرسه. با لطایف الحیلی، بعد فارغ التحصیلی گرفتمش. وگرنه برای همیشه همانجا ماندگار می شد...

رومیزی اش را تابستان بعدش دوختم. محض سرگرمی... در طرح سامان دهی ام، دورش را تور دوختم وانداختم در کتابخانه.

   

رومیزی12: وقتی این میز را خریدم، خیلی دلم می خواست برایش رومیزی بدوزم. پارچه اش را همان سال ها اندازه کردم. اگر بگویم گیر چی بودم که تا حالا مانده بود، قول می دهید نخندید بهم؟! دنبال یک منحنی با اندازه متناسب می گشتم که بتوانم پایین کار را دالبر کنم. آخرش هم با هویه و  درِ قندان استیل، انجام دادم. توی شابلون هایم، منحنی قشنگ پیدا نکردم. دورتا دور کار را هم با آسترش، هویه کردم. این میز بسته هم می شود. (مثل میز جودی آبت. :) ) برای همین هم دوطرف جلوی میز را به دسته های روی میز، روبان وصل کردم که با باز وبسته شدن میز، رو میزی جمع نشود. از پشت دوتا کشو هم روبان رد کردم تا رومیزی فیکس شود. گوشه سمت چپ را هم با چسب محکم کردم. (فابرکاستر، یک چسب هایی دارد، شبیه آدامس وسبز رنگ، خیلی به درد نصب های موقت می خورد. اثری به جا نمی گذارد، محکم است، دوباره هم قابل استقاده است. من حتی بنر 3 متر در یک متر را هم با این چسب ها نصب کردم. یک ماهی ماند روی دیوار...)

این هم نمای نزدیک تر روبان دوزی... (حاشیه سمت راست)

  

کوسن: این هم اولین کار روبان دوزی ام که همین جور فقط داشتم بدون الگو، گل های مختلف را می دوختم. کردمش رویه کوسنم.

   

تکه دوزی: اولین کار تکه دوزی که دوتا سوزن چرخ به خاطرش شکست... تبدیلش کردم به دستک پرده، بعد از اینکه زیرش را آستر و پشم شیشه دوختم. شاید هم یک زمانی تغییر کاربری هم داد...

   

هویه کاری: اولین کار هویه که فقط سه اپلیکه بود. دیدم خیلی استفاده ندارد، کردمش 9 اپلیکه و شد یک رومیزی... فعلا روی میز پذیرایی است. اینجا نصبش کردم روی دیوار و عکس انداختم. :)


پ.ن1: پایان گزارش طرح ساماندهی گلدوزی ها... کمی اصطلاحات خیاطی استفاده شده که اگر نیاز دیدید، بفرمایید که توضیح می دهم. کلا هم اگر سوالی بود، در خدمتم.

پ.ن2: به غیر از رومیزی روبان دوزی شده، بقیه کارها، گلدوزی اش انجام شده بود، اما دورش بریده شده بود و قابل استفاده هم نبود. همین کارها که به نظر فرع کار است نه اصلش، مجموعا 4، 5 روزی زمان برد.

پ.ن3: کار هنری حوصله می خواهد وخلاقیت. باور کنید این کارها، اصلاً آموزش هم نمی خواهد. کارهای ساده ای است.

پ.ن 4: برای ساماندهی این کارها، چیزی نخریدم. معمولاً تور، روبان، آستری و... در خانه مان یافت می شود. آدم مادر خیاط داشته باشد، همین است. البته برای خودمان می دوزند و شاید برای دوستان و فامیل هم چندتایی دوخته باشد.

میم عین
سلام
همه این ها به کنار، عکس گرفتن و آپلود کردنش توی وبلاگ هم به یه طرف!

اون میز جودی آبودت جالب بود برام. چون فکر می کردم فقط توی خارج ازین مدل میزها وجود داره، چون توی اکثر کارتون ها و فیلم های قدیمی شون اون مدل میز تحریر تاشو وجود داشت.

خب بذاریدشون برا فروش هم بد نیستا به نظرم.
یعنی کارهایی که خیلی شیک و مجلسی هستن.
علیک سلام
دقیقا... ممنون که یکی فهمید. چرا شما وبلاگتون رو پکوندین؟!
خیلی میز خوبیه. منم همین فکر رو می کردم تا اتفاقی توی یک مغازه دیدمش.
اینا که یادگاری دوران کودکی است و فقط از هر کدام یکی است.
تا حالا دنبالش نبودم که از این کارا پول دربیاورم. شاید یک زمانی پایان نامه ام را دادم، یک مدت بیفتم دنبال پول درآوردن از کارهای هنری... گلدوزی، روبان دوزی، قلاب باقی، سرمه دوزی و...
باقی خدا وبس
آیلار ...
سلام
دالبرینی چی؟
سلام
آهان!
دالبر
یعنی همینجوری که الان پایین رومیزی هست. دقت کنی، همین سمت رومیزی که انتهای عکسه، هلال، هلاله؛ به صورت نیم دایره، نیم دایره. به این می گن پایین رومیزی، دالبره. البته معمولاً انحنای هلال به سمت بیرونه، نه داخل.
لبه یک کار توی خیاطی، ممکنه، صاف باشه، زیکزاک باشه. (بصورت هفت و هشت. یه چیزی شبیه این: VVVVV ) یا ممکنه دالبر باشه. مثلا اگر سرچ برنی، یک مدل یقیه، مدل دالبر هست.
بازم اگر سوالی بود، بپرس گلم.
ملتمس دعا
مصطفی ش
اوه ماشاالله
کدبانوید واسه خودتونا!
اما کماکان من در کف این واتر مارک سایتتونم :)
من پیش خودم می‌گفتم کی میشینه این آموزشهای صدا سیما برای این کارا رو نیگا کنه نگو طرفدار داره به اندازه خودش
سلام
لطف دارید شما...
واترمارک زدن که کاری نداره که شما اینقدر تو کفش موندین ؛)
البته بنده اصلا از صدا وسیما یاد نگرفتم. از مادر عزیزم یاد گرفتم.
باران
سلام دوستم 
ای بابا چه دوست هنرمندی داشتیم و خبر نداشتیم 
خدا قوت
علیک سلام...
:)
محبت دارید شما... اینا که دست گرمیه. :دی
mona

واقعا گلدوزی و منجوق دوزی اعصاب فولادین میخواد

من عاشق تکه دوزی هستم قلم بانو

کلا خیاطی دوست دارم ولی هنوز چرخ خیاطی نخریدم

به امید چرخ خیاطی دار شدن

هنرات که زیادن بانو :) (چشمک)

سلام
ممنون از حسن نظرت...
اما گلدوزی و منجوق دوزی، به نظرم اعصاب آرام می خواهد، نه پولادین :دی
ان شاءالله بخری هر چه سریعتر...
بــُگــذار گـمنــامـ بمـــانـَـم
خدا قوت:)
سلام
ممنون
:)
آیلار ...
سلام
واااااای چه خوشگلن:)
ماشاالله خیلی هنرمندینا:)
خسته نباشین واقعنی خیلی ماه شدن

فقط چی چی برکردین؟؟؟؟؟رومیزی12؟

علیک سلام عزیزم
نه بابا... واقعا این گلدوزی ها کاری ندارند.
نفهمیدم منظورتو...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
در این دوره زمانه، همه معانی تغییر یافته.
روزگاری که همه می خواهند شبیه کس دیگری باشند. ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خود قیاس می کنند.
بعضی ها را دیگر نمی توان زن نامید.
بعضی زنانگی هایشان را گم کرده اند.
یا گذاشته اند داخل پستو
گروهی دیگر از زن بودن، یک قاب یادگاری دارند، شاید هم آلبوم خاطره، شاید...
اینجا به حکم عقل، قلم نویسی هایش رنگ و بوی زنانه گرفته، با چاشنی اخلاص، ان شاءالله.
ورود آقایان آزاد است... کلیک رنجه می کنید:)
Designed By Erfan Powered by Bayan