حوزه/روضه

  • ۰۸:۳۹

پلان اول: همیشه بدم می آمد از روضه خون هایی که 4 تا کلاس حوزه خوندن، روضه میخونن اما بدون معرفت، با کلی اشتباه، با کلی بدعت... وقتی که چیزهایی رو به حضرات نسبت می دن که تو هیچ قاموسی نمی گنجه...
مگه هر کسی که می ره حوزه، باید روضه خون بشه؟

پلان دوم: روضه خونی اونم برای حضرت ارباب، توفیق می خواد...

پلان سوم: عمرم هدر... وقتی که این همه حوزه خوندم، اما نتونستم روضه خون حضرت ارباب بشم. اللهم ارزقنا


پاورقی: کاش آدم روضه بخون بشه، روضه خون حضرت ارباب، با معرفت...

فانوس ...
ان شاءالله توفیق روضه خوانی به ما هم عنایت بشه
سلام علیکم
ان شاءالله
مردی بنام شقایق ...
سلام

کسی میتونه روضه خون خوبی بشه که مستمع خوبی باشه!

+
این به ذهنم رسید!
علیک سلام...
ممنون
فاطمه فاطمی
روضه خوانی علم نمی خواهد، معرفت می خواهد؛ و البته خوشا علمی که ثمره اش معرفت باشد...

گاهی ناله ی جمع تنها با آه یک اهل دل بلند است و گاهی روضه ی باز بعضی ها، هیچ سوزی ندارد.
سلام
همین است که می فرمایید.
علم به معنایی که مقام حضرات را بشناسیم و هر چیزی را نسبت ندهیم. شخصا وقتی وسط روضه، در اوج گریه مداح یک چیز بی ربط می خواند، کلا حالم گرفته می شود... برای همین روضه های فاخر را خیلی دوست دارم. من باب مثال روضه ها و هیأت های دانشگاه امام صادق (علیه السلام)...
کاش خدا علم و معرفت اش را به امثال حقیر هم بدهد.
غریبه قریب
سلام علیکم

شب تاریک کنار تو به سر می‌آید
نام زهرا به تو بانو چقدر می‌آید

آبرو یافته هر کس به تو نزدیک شده است
خارهم پیش شما گل به نظر می‌آید

و نبوت به دو تا معجزه آوردن نیست
از کنیزان تو هم معجزه بر می‌آید

به کسی دم نزد اما پدرت میدانست
وحی از گوشه‌ی چشمان تو در می‌آید

پای یک خط تعالیم تو بانو والله
عمر صد مرجع تقلیدبه سر می‌آید

مانده ام تو اگر از عرش بیایی پایین
چه بلایی به سر اهل هنر می‌آید

مانده ام لحظه‌ی پیچیدن عطر تو به شهر
ملک الموت پی چند نفر می‌آید

کاظم بهمنی

سلام علیکم
ممنون بابت این شعر زیبا...
غریبه قریب
تعالیم که هیچ
پای یک خط روضه تان ...
غریبه قریب

پای یک  خط تعالیم تو بانو!  ولله                         

عمر صد مرجع تقلید به سر می آید ...

سلام...
خطابش به که بود؟!
مونا
سلام..
چه خوب
ان شاالله که بشی...:)
علیک سلام گلم
ان شاءالله
سا قی
سلام علیکم

کسی در وسط درس مرحوم شیخ جواد تبریزی اعلی الله مقامه الشریف اشکال کرد . ایشان جواب فرمودند. مستشکل قانع نشد گفت روضه نخوانید جواب بدهید. آقا برآشفتند و تا آخر درس می فرمودند من لیاقت ندارشتم روضه خوان باشم و...
کلا حسین جنس غمش فرق می کند....
علیکم السلام
:|
:(
صالح ...
بزرگوار ، من مزاج شناسی و طب رو به عنوان مثال مطرح کرده بودم... چون شما روی مثال من اشکالی وارد کردید من پاسخش رو دادم...

من نگفتم همه مشکلات به مزاج شناسی برمیگرده...

قصد مجادله هم نداشتم... اصلا اهل جدل نیستم...

اما خب باشه... ادامه اش نمیدم...
سلام علیکم
ممنون که ادامه نمی دهید...
صالح ...
فرمودید:
اگر اینطور است پس باید در همه دانشگاه ها و حوزه ها را ببیندیم، چون اعتدالی در دریافت حقایق نیست.

 نه چرا در دانشگاه و حوزه رو ببندیم؟ مگه به خاطر وجود خلاء در یک محیط باید در اونجا رو تخته کرد؟
باید خلاء رو برطرف کرد...

اشکالی داره حوزویان و دانشگاهیان تعالیم لازم در مزاج شناسی رو ببینن و مزاج خودشون رو مدیریت کنن؟
حرف من اینه...

نواقص باید برطرف بشه...

این خلاء برطرف شدنش در عصر حاضر وبدون حضور امام ممکن نیست. مگه شما فقط مشکلتون «مزاج شناسی» است؟! همین وارد دروس بشه، حله قضیه؟!
برادر گرامی
خواهش می کنم تمام مشکلات رو به «مزاج شناسی» مرتبط نکنید... همین!
صالح ...
به هر حال عقلا دانستن مزاج و مدیریت مزاج بر هر شخصی لازمه مخصوصا کسانی که پرچم دار صراط حق هستن...

اما اعتدال مزاج و ربطش به دریافت شفاف تر از حقیقت که حرف بی ربطی و غیر معقولی نیست...
ابن سینا فرمایششون اینه که معصومین سلام الله علیه به لحاظ جسمی هم معتدل ترین مزاج رو داشتن... و بر این اساس که یک بحث علمی هم هست اثبات میکنند که معصومین به علت داشتن علم جامع و اعتدال مزاج اگر توسط غیر یا حادثه کشته نشن موت طبیعی به اونها روی نمیاره... که در طب سنتی امروز ما کسانی که خیلی در این وادیها تحقیق کردند ار دکتر روازاده گرفته تا روحانییونی مثل علامه حسن زاده بر این فرمایش ابن سینا صحه گذاشتند.

خب شما اگه در مورد مزاج شناخت بیشتری داشته باشید مزاج رو صرفا یک مسئله جسمی نمیدونید...
روحانی بزرگواری میفرمود چند دانشمند یهودی در زمان پیامبر اکرم آمده بودن از صحت ادعای نبی اکرم مبنی بر پیامبر بودن ایشان اطلاع پیدا کنن در مسیر به حضرت علی میرسن و از حضرت میپرسن ما میخواهیم محمد (ص) را ببینیم مولا با این دانشمندان وارد گفتگو میشوند که شما با پیامبر چکار دارید... اونها عرضه داشتن که شنیدیم ادعای پیامبری کردن و آمدیم سوالات علمی لاینحل خودمون رو بپرسیم اگر ایشون پیامبر باشن میتونن به این سوالات جواب مشخص بدن...
مولا فرمود از من بپرسید:
یکی از سوالات سنگینشون این بود:
مزاج چیست؟
وقتی مولا جواب داد ... اونها متحیر مونده بودن و عرض کردن: ا انت محمد؟ تو محمد (ص) هستی؟
هر چه حکمت بود را بیان کردی...
غرض اینکه مسئله ماهیت مزاج هنوز هم یکی از پیچیده ترین مباحث طبی هست...

در طب سنتی بخش مشخصی دارن در مورد مزاج معصومین... و این بحث مطرح میشه که نمیشه اعتدال مزاج نداشت و اینطور با غیب مرتبط شد... البته این به این معنا نیست که هر کسی مزاج معتدلی داره با غیب در ارتباطه... نه...

در مورد راه به حقیقت نبردن ابن سینا هم به نظرم با این صراحت گفتن چندان معقول نباشه...
به تمام کنه حقیقت فقط 14 نور مقدس رسیدند از این 14 معصوم که تنزل پیدا کنیم هر کس به اندازه طهارت و سعی و سعه ی خود به حقیقت رسیده...
بله کسی مدعی نیست ابن سینا به تمام حقیقت رسیده... حتما اشکالاتی هم به مباحث فلسفی اش وارد هست... اما معقول هم نیست که کل شفاء و اشارات ابن سینا رو زیر سوال ببریم...
مخصوصا اشارات ابن سینا که من هنوز عالم ربانی ای رو ندیدم که اشکالی به اشارات ابن سینا وارد کرده باشه...
از امام خمینی گرفته تا علامه طباطبایی و آیت الله مصباح و علامه حسن زاده و ....
بلاخره وقتی این بزرگان بر اکثر متون ابن سینا صحه میذارن من نمی تونم مثل فخر رازی بیام هر جا ابن سینا قدم گذاشته وارد بشم و با رطب و یابس بافتن ثابت کنم ابن سینا اشتباه کرده... 
به قول معروف: 
بزرگش نخوانند اهل خرد
که نام بزرگان به زشتی برد

به نظرم اگر ماهیت مزاج رو بهتر بشناسید شاید با این شدت نگید اعتدال مزاج ربطی به دریافت حقایق نداره...
بله میشه کسی که اعتدال مزاج هم نداره دریافتی از حقیقت داشته باشه و تا یه مراتبی هم منطبق بر شرع بالا بره... اما اگر این اعتدال مزاج رو هم کسب کنه یقین داشته باشید دریافت شفافتری خواهد داشت... و اکثر انحرافات چه در حوزه و دانشگاه زیر سر همین اعتدال نداشتنه...

مثلا کسی که گرما بر مزاجش غلبه داشته باشه (عرض کردم غلبه داشته باشه نه اینکه گرم مزاج باشه) نوعا آدم عجولی هست... این عجله دائم با او هست... و بلاخره در سیر تحقیقی و مطالعاتی اش کار دستش میده... شاید بحث تهذیب و مراقبه رو مطرح کنید... بله... تهذیب و مراقبه مهمه... اما کسانی که اعتدال مزاج ندارن در تهذیب و مراقبه هم ممکنه دچار افراط و تفریط بشن...

ببخشید خیلی نوشتم


سلام علیکم
اینجوری نیست که درباره مزاج و مزاج شناسی چیزی نخوانده ونشنیده باشم، ولی اینقدر اطلاعات ندارم که بخواهم وارد بحث شوم. برای همین هم در
حقیر نگفتم: اعتدال مزاج ربطی به دریافت حقیقت نداره. منظورم دقیقا این بود که این رابطه تساوی نیست. همین...

خواهش می کنم اینقدر همه چیزها رو بهم وصل نکنید، لطفا: «شاید بحث تهذیب و مراقبه رو مطرح کنید... بله... تهذیب و مراقبه مهمه... اما کسانی که اعتدال مزاج ندارن در تهذیب و مراقبه هم ممکنه دچار افراط و تفریط بشن...»
بله، قطعا کسی که تعادل مزاج دارد، آدم سالم تری است، اما رابطه اش با خیلی از چیزهایی که مطرح کردید، تساوی نیست. همین... واقعا در این وادی حرف دیگری برای گفتن ندارم.

صالح ...
سلام

با اینکه بزرگترین خیرهای زندگیم از طریق انسانهای حوزوی به من رسید

اما یک ای کاش بزرگ هم من دارم در مورد حوزه:

ای کاش برخی از علوم از حوزه های ما برداشته نمیشد 
مثل طب... مثل نجوم... و ....

واقعا حیف شد...

نتیجه این شد که امروز مزاج جسمی اکثریت طلاب بهم خورده... اعتدال نداره...
یا غلبه سودا دارن... یا غلبه بلغم دارن... یا غلبه صفرا دارن... 
خلاصه اعتدال مزاج جسم که بهم بخوره... اعتدال در دریافت حقایق هم نخواهد بود...

چقدر ابن سینا فرمایشات عرشی در این باب دارند... 

به نظرم برچیده شدن بساط برخی از علوم از حوزه، آرزوی دشمنان اسلام بوده که تقریبا محقق شده
سلام علیکم
کاش... هر چند در همان زمان هم همه محققین و طلاب، همه درس ها را نمی خواندند.

به شدت حرفتون رو قبول ندارم که «اعتدال در دریافت حقایق نخواهد بود» به نظرم کمی بی انصافی است. اگر اینطور است پس باید در همه دانشگاه ها و حوزه ها را ببیندیم، چون اعتدالی در دریافت حقایق نیست.

بنده سر تعظیم فرود می آورم در برابر این سینا، اما ایشان هم در همه علومی که کتاب نوشته اند، راه به حقیقت نبرده اند، خصوصاً فلسفه.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
در این دوره زمانه، همه معانی تغییر یافته.
روزگاری که همه می خواهند شبیه کس دیگری باشند. ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خود قیاس می کنند.
بعضی ها را دیگر نمی توان زن نامید.
بعضی زنانگی هایشان را گم کرده اند.
یا گذاشته اند داخل پستو
گروهی دیگر از زن بودن، یک قاب یادگاری دارند، شاید هم آلبوم خاطره، شاید...
اینجا به حکم عقل، قلم نویسی هایش رنگ و بوی زنانه گرفته، با چاشنی اخلاص، ان شاءالله.
ورود آقایان آزاد است... کلیک رنجه می کنید:)
Designed By Erfan Powered by Bayan