رزق 5

باور کنیم رزق می رسد...

حتی نوشتن رزق می خواهد. این روزها که به درخواست عزیزی برای مجله ای قلم می زنم، موضوعات نوشتن می آیند. موضوعاتی که سال ها بود که دلم می خواست به اصطلاح خودمان تهش را دربیاورم، اما فرصت نبود...

هر چند مقاله روزنامه ای، نیازی به ته درآوردن ندارد، اما خیلی از ابعاد را برایمان روشن می کند...

رزق نوشتم درباره تاریخ، خیلی زیاد شده، درباره علما... درباره همه چیزهایی که بشود برایم کوه تجربه...

الحمدلله علی کل حال

  • ۹۸
سا قی
بله 
یکی از استاد می گفت مطالبی را که سر کلاس می گویم موقع مطالعه به ذهنم نرسیده است 
این را از پدرم پرسیدم
ایشان فرمود
رزق شاگردان است
سربزنید
سلام
دقیقا همین است...
سر می زنم، هر وقت آپ بفرمایید... :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
در این دوره زمانه، همه معانی تغییر یافته.
روزگاری که همه می خواهند شبیه کس دیگری باشند. ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خود قیاس می کنند.
بعضی ها را دیگر نمی توان زن نامید.
بعضی زنانگی هایشان را گم کرده اند.
یا گذاشته اند داخل پستو
گروهی دیگر از زن بودن، یک قاب یادگاری دارند، شاید هم آلبوم خاطره، شاید...
اینجا به حکم عقل، قلم نویسی هایش رنگ و بوی زنانه گرفته، با چاشنی اخلاص، ان شاءالله.
ورود آقایان آزاد است... کلیک رنجه می کنید:)
Designed By Erfan Powered by Bayan