پستچی دوبار در می زند

  • ۰۹:۰۰

بسم الله

بعد از ده‌سال، هنوز اسمش گوشه ذهنم بود پستچی سه بار در نمی‌زند.

از معدود فیلم‌های ایرانی که در ژانر وحشت دیدم. سه دوره زمانی از زندگی ابرام اقا

وقتی مادرش را شازده قجری در طبقه سوم امارتی می‌کشد، چه اینکه به تحریک همسر شازده، می خواست او را بکشد.

سال ها بعد، مدتی را با زن‌صیغه‌اش، در طبقه دوم سر می کند. عاشق حبیب نامی از نوچه های آقاطیب است و فقط یک ماه، صیغه او شده تا با پولی که از او می‌گیرد، حبیب را از زندان محمدرضا پهلوی آزاد کند.

و حالاپسرکی با دزدیدن دختر ناتنی اش، قصد جان او را کرده است و دختر، آن پسر را به زیرزمین همین امارت آورده است.

*

خانه‌ای که در هر طبقه‌اش، دوره‌ای از زندگی او اتفاق می‌افتد...

داستان بدی نداشت، اما تخیلش، زیاد بود... خانه‌ارواح که شب‌هنگام وقتی می‌خواهند از امارت بیرون بروند، در خروجی ناپدید می‌شود.

نهایتا با کشته شدن ابرام اقا در جوانی و پیری و بازگشت مادر به زندگی در دوره کودکی، همه چیز حل می‌شود.

پ.ن:

1- فیلم بدی نبود، اما آنقدرها هم جذاب نبود که توصیه کنم اگر کسی ندیده، حتما ببیند...

2- نام فیلم در یک دیالوگ گفته می شود، اما آنقدرها میان نام فیلم و داستان، ارتباط معنایی پیدا نمی کنم.

سا قی
خیلی ممنون
کاش فیلم خوب،بد،جلف، راهم معرفی کرده بودید در یک کلام باید بگویم جللللللف بود


سلام علیکم
سپاس بابت معرفی که نرم سراغش...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
در این دوره زمانه، همه معانی تغییر یافته.
روزگاری که همه می خواهند شبیه کس دیگری باشند. ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خود قیاس می کنند.
بعضی ها را دیگر نمی توان زن نامید.
بعضی زنانگی هایشان را گم کرده اند.
یا گذاشته اند داخل پستو
گروهی دیگر از زن بودن، یک قاب یادگاری دارند، شاید هم آلبوم خاطره، شاید...
اینجا به حکم عقل، قلم نویسی هایش رنگ و بوی زنانه گرفته، با چاشنی اخلاص، ان شاءالله.
ورود آقایان آزاد است... کلیک رنجه می کنید:)
Designed By Erfan Powered by Bayan