لیست برنامه کاندیداها

  • ۱۵:۵۳

بسم الله

خیلی گشتم که چنین لیستی را پیدا کنم، اما یافت نشد. فقط یک جدول بود که عدد داشت (همین جدول بصورت عکس)، بقیه جداول هم برنامه های هر نامزد را جداگانه نوشته بود. یکی نیست بگوید بندگان خدا...

لیست جداگانه برنامه ها به چه درد می خورد، ناسلامتی قرار است ما همه را ببینیم و رأی بدهیم دیگر...

شاید این لیست به کار شما هم آمد.

تا انقلاب مهدی

  • ۰۶:۴۶

بازار رقابت انتخاباتی هنوز داغ نشده...
امسال همه دنبال تریبونند و بیشتر حرف زدن.
برای همین از جبهه اصلاحات ۲ نفر اصلی و از جمنا ۴ نفر کاندید می شوند.
از بقیه جناح ها هم بیش از یک نفر...
دوست دارم کسی رای بیاورد که جز اندیشه خدمت چیزی در فکر و ذهن و روحش نباشد.
آنقدر خاکی بیاید و برود که حتی بعضی ها اسمش را هم نشنوند،
این روزها،
حرف های حضرت آقا
مطرح شدن حجة الاسلام رئیسی
گمانه زنی ها درباره جانشین رهبری
مرا می ترساند!
خدایا
یک درصد امکانش هست که ما بدون امام خامنه ای، به ظهور برسیم؟
اللهم احفظ قائدنا الخامنه ای...
نکند دعاهای ما و شعارمان که می گفتیم تا انقلاب مهدی، خامنه ای رهبر به لطف خود نگه دار، مثل شعارهای دهه اول انقلاب که سر می دادند: 《تا انقلاب مهدی، خمینی را نگه دار》 ابتر بماند؟!

حق الناس

  • ۰۴:۲۸

این روزها که به خاطر تمام اتفاقاتی که می افتد، مدام با ماشین در طرح ترافیکم*، به حق الناس هایی فکر می کنم که در عبور و مرور گردنمان قرار می گیرد...
به همه اش...

  1. اینکه نوبت عبور از چراغ سبز و قرمز را رعایت نمی کنیم. چه وقتی سواره ایم و چه وقتی پیاده ایم. سواره ایم و تا چراغ زرد می شود، پایمان را می گذاریم روی گاز و چراغ را قرمز رد می کنیم... بعد وسط چهار راه گیر می کنیم، و چند ثانیه راه کسانی را می بندیم که الان حقشان عبور بود...
  2. بدتر از آن زمانی است که چراغ قرمز شده، و ادامه ماشین های در ترافیک مانده، چراغ را رد می کنیم.
  3. خیلی راحت دوبل می ایستیم و اصلا فکر نمی کنیم راه یک عده را بسته ایم، ایجاد ترافیک می کنیم.
  4. با سر ماشین می رویم توی پیاده راه، و راه عابران پیاده را می بندیم، چندثانیه طول می کشد که طرف، ماشین ما را دور بزند و از پشت ماشین عبور کند، آن وقت عابران تصمیم می گیرند توی خیابان راه بروند و سد عبور ماشین هایی بشوند که می خواهند رد شوند...
  5. برای عجله داشتن خودمان، می رویم توی خط ویژه (خصوصا خط ویژه هایی که یک لاین هستند و برعکس و مرزشان با خیابان، فقط خط نارنجی رنگ است.) آن وقت یک اتوبوس می رسد و کلی طول می کشد تا خط ویژه از ماشین خالی شود و اتوبوس بتواند حرکت کند.
  6. حرکت بین خطوط سفید، فقط حرکت ترافیکی را راحت می کند. یک زمانی توی خیابان انگار فقط من هستم که بین خطوط می روم.
  7. لایی کشیدن، لاین عوض کردن، دوبل ایستادن، فقط حرکت را کند می کند، حرکت این همه ماشین...
  8. توی تونل و پل جای سبقت گرفتن نیست... حتی اگر حوصله ات از حرکت مورچه وار ماشین جلویی سر رفته. خدا شاهد است، یک شب تقریبا نصف بیشتر تونل توحید را با سرعت 30 کیلومتر رفتم بحای 60... وانت جلویی به همین آهستگی می رفت و به خودم اجازه سبقت ندادم.
  9. هر وقت به خودمان اجازه دادیم که جایی پارک کنیم، فکر همه کسانی را که سواره و پیاده از آن مسیر عبور می کنند را بکنیم... گاهی یک جایی پارک کنیم درست کنار در پارکینگ، روبروی پارکینگ، فکر می کنی ماشینی که بخواهد از آن پارکینگ بیاید بیرون، چند بار باید جلو و عقب کند تا بتواند وارد خیابان بشود، راه چند تا ماشین را می گیرد؟چند نفر را معطل می کند؟
  10. چند بار، برای لحظه ای جلوی در پارکینگی توقف کردیم و چند نفر را معطل کردیم؟!
  11. بیایید درباره موتورسوارها و خلاف هایشان و حق الناس هایشان حرف نزنیم.
  12. و تاکسی ها :|
  13. نخ تسبیح تمام این بندها: قانون، حتی بدش، حتی ظالمانه اش، بهتر از بی قانونی است. اگر قرارباشد هرکس فقط نفع خودش را ببیند، سنگ روی سنگ بند نمی شود... قانون برای رعایت است، اگر همه مان پایبند قانون باشیم، باور کنید زندگی مان خیلی بهتر می شود. رانندگی مان بهتر می شود، ترافیکمان روان تر می شود... فقط لازم است دیدمان از خودمان بالاتر رود.

* هر روزش را با طرح رفتم توی طرح... :)

** این روزها تمرین صبر می کنم توی خیابان های شلوغ شب عید...

*** لطفا وقتمان، کارمان را توجیه نکنیم، یک روز در خ انقلاب، قریب 1 ساعت دور زدم تا بتوانم پیاده شوم و کاری را انجام دهم. فقط بخاطر اینکه یک لحظه دوبل نایستم، با یک گل بهار نمی شود، اما گل همیشه گل می ماند. :)

**** اقرار العقلاء علی انفسهم جایز: از نقطه الف می خواهم بروم به ب، 3 مسیر 5 دقیقه ای وجود دارد که برای هر کدامشان، باید اندازه حداکثر5 متر، ورود ممنوع رد کرد. مسیر چهارم که بدون ورود ممنوع است، سر یک پیچ باید سه بار جلو و عقب کرد، انگار این پل ساخته شده تا ورود ممنوع ردش کرد. مسیرهای دیگری هم هست که می شود دور قمردرعقرب. شرمنده ولی بخاطر رفت و آمدهای مکرر هربار یک ورود ممنوع رد کردم. هر بار... :(

**** به قول خواهر با سیاست قهر کرده بودیم، قهر... خوشحال در دوره جدید انتخابات، به علت همان سر شلوغی ها نه در هفته قبل انتخابات و نه هفته بعدش، اصلاً فرصت نکردم حرص بخورم. هوای تهران چقدر آلوده است...


پی نوشت 2، 11/12/94: یک وبلاگ نویس گرامی، درباره پاورقی سوم نکته ای را تذکر دادند که شاید گمان کردند که حقیر ناراحت شوم و خصوصی گذاشتنش (در جریانید که خصوصی را نمی شود عمومی کرد دیگه...)

عین نظر ایشان، با تشکر...

[مطلب خوبی بود

آن یک ساعتی که دور میزدید و دود زایی می کردید حق الناس نبود؟
این خیابانهای شلوغ را با وسایل عمومی بود خب
در بعضی موارد تزاحماتی وحود دارد که ناچاریم از دفع ضرر بالاتر مثل مورد فوق مثلا چند لحظه دوبل ایستادن شاید اصلا حق الناس نباشد بلکه شاید    اما آلوده یک ساعت چرخیدن در خیابان انهم تهران انهم مرکز شهر انهم بنزین ... و بماند
دغدغه خوبی بود چون صریح هستید صریح عرض کردم
بزرگوارید]
یک جوابی همان موقع در وبلاگشان گذاشتم، خصوصی... خلاصه اش می شود:
1- نکته خوبی است و دقت بجایی.
2- کلا سعی می کنم با وسایل عمومی بروم.
3- آن روز هم بیرون بودم...
4- قبول تزاحم وجود دارد...
اما این یکی دو روزه خیلی به نکته ای که اشاره کردند، فکر کردم و به یک نتیجه رسیدم... (دوست دارم اگر کسی خواند مشارکت کند.)
به نظر حقیر...
کلا هر چه با وسایل نقلیه عمومی برویم که بهتر است و کمتر حق الناس گردنمان می افتد.
اما درباره نکته مهمی که گفتند: فکر می کنم قبل از اینکه به خودمان اجازه اجتهاد در قانون را بدهیم، باید قانون مدار باشیم... شاید یکساعت دور زدن، ایجاد دودزایی کند، اما ده دقیقه دوبل ایستادن، شاید راه صدها نفر را بگیرد و کند کند و آن ها هم دودزایی بیشتری کنند... فعلا قانون منع نکرده حضور در خیابان ها را، اول قانون گرایی مان را تقویت کنیم...
جسارتا اگر هر کسی بخواهد اجتهاد دربرابر قانون کند، باز می شود همان بی قانونی که همه مان از آن شاکی هستیم.

در این دوره زمانه، همه معانی تغییر یافته.
روزگاری که همه می خواهند شبیه کس دیگری باشند. ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خود قیاس می کنند.
بعضی ها را دیگر نمی توان زن نامید.
بعضی زنانگی هایشان را گم کرده اند.
یا گذاشته اند داخل پستو
گروهی دیگر از زن بودن، یک قاب یادگاری دارند، شاید هم آلبوم خاطره، شاید...
اینجا به حکم عقل، قلم نویسی هایش رنگ و بوی زنانه گرفته، با چاشنی اخلاص، ان شاءالله.
ورود آقایان آزاد است... کلیک رنجه می کنید:)
Designed By Erfan Powered by Bayan