عید رمضان

الحمدلله که یک ماه رمضان دیگر را درک کردیم...

خدا دو روز را برای مسلمین عید قرار داد، روز عید فطر و روز عید قربان، که اگر بر این دو روز نام «عید» نمی گذاشت، باید عزا می گرفتیم. هر دو بعد از دو مهمانی بزرگ الهی است... فطر بعد رمضان و قربان، بعد عرفه. پروردگارمان این دو روز را عید قرار داد تا بندگانش زیاد غصه نخورند، زیاد نغهمند که چه چیزهای باارزشی را از دست دادند؛ از چه مهمانی ای، آمده اند بیرون. یادمان نرود سفره رحمت الهی که به گسترده عالم پهن شده بود، جمع شد. البته مهمانی عرفه را بیشتر حاجی ها درک می کنند، آنان که روز عرفه را در عرفات می گذرانند...

اللهم ارزقنا حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام.

کاش در پرونده مان، اول از همه ظهور آقایمان را، بعد هم حج بیت الله را برایمان نوشته باشند. ان شاءالله

فترت

این روزها حس می کنم رمضان دارد از دستم سر می خورد و می رود...
می خوانم این 17 روز با تمام اسباب غیرمستقیم خداحافظی کنم، اینترنت، تلویزیون، موبایل و...

می خواهم خودم باشم وخدایم...
بدون هیچ مزاحم مستقیم و غیر مستقیم
کمتر حرف بزنم وبیشتر فکر کنم... خدایا به امید تو نه خلق روزگار...

در این ایام سپید نورانی وشب های قدر، خیلی التماس دعا...
خیلی زیاااااااااااااااااااااااااااااااد


پ.ن 6/6/93: خیلی هم همتش نبود... فقط خط ام خاموش شد، و روزانه، یکی دوبار ضرورتا روشنش می کردم. اما همان هم خوب بود... اینقدر به اسباب غیر مستقیم وابسته شدم که نتوانم کنارش بگذارم.

رزق1

یادمان می رود که مساجد سنگر است و باید آن ها حفظ کرد...

خودم را می گویم. یک زمانی محله مان، مسجد نداشت و همیشه در حسرت مسجد رفتن بودم. اینجا که اسباب کشی کردیم، مسجد نزدیک بود، نزدیکش می شود یک ربع پیاده روی سریع.

واقعا سال تحصیلی اش وقت نبود... 6 ماه اولی که اینجا بودیم، هر 6 روز هفته بیرون بودم و شب ها فقط به خواب می رسیدم. بعدش هم سرم شلوغ بود. پارسال خیز برداشتم که ماه رمضان، نماز مغرب و عشا را بروم مسجد، روز اول با در بسته مسجد مواجه شدم. یکساعت بعد از اذان، نماز می خوانند؛ و این شد که دوباره خانه نشین شدم.

امسال تصمیم گرفتم که نماز ظهر و عصر را در مسجد بخوانم. امروز دم اذان، سر اقامه نماز رسیدم. بعد از نماز هم سخنرانی بود. دهه اول حجة الاسلام دکتر آقامرتضی تهرانی می آیند.

خیلی خوب بود... امیدوارم رزق امسالم امتداد داشته باشد.


تبریک حلول ماهی که همه اش فیض است و ثواب و نیکی و مهمانی...

ضیافة الله گوارای وجودتان

در این دوره زمانه، همه معانی تغییر یافته.
روزگاری که همه می خواهند شبیه کس دیگری باشند. ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خود قیاس می کنند.
بعضی ها را دیگر نمی توان زن نامید.
بعضی زنانگی هایشان را گم کرده اند.
یا گذاشته اند داخل پستو
گروهی دیگر از زن بودن، یک قاب یادگاری دارند، شاید هم آلبوم خاطره، شاید...
اینجا به حکم عقل، قلم نویسی هایش رنگ و بوی زنانه گرفته، با چاشنی اخلاص، ان شاءالله.
ورود آقایان آزاد است... کلیک رنجه می کنید:)
Designed By Erfan Powered by Bayan