روز من

  • ۱۹:۰۲

بسم الله

خیلی از روزها اسم دارند، یادمان دارند، خاطره دارند، مناسبت دارند...

این اسم ها، می تواند شخصی باشد، مثل روز تولد،

خانوادگی باشد: مثل سالگرد ازدواج،

می تواند دینی باشد، مثل مبعث خانم الانبیاء

یک ملت در آن شریک باشندباشند: مثل ۲۲ بهمن ماه،

وابسته به زبان و فرهنگ باشد: عید نوروز

یا روز یک قشر خاص باشد: روز معلم، کارگر، پرستار

یا روز بیماری خاص، یا روز توجه کردن به افراد خاص، مثل روز معلولین،

این روزها حتی می تواند جهانی باشد. هر چند هیچ وقت سردمداران جهان خیر ما را نخواستند، برای همین گاهی روزهایشان با ما در تعارض است مثل روز زن...

اما گاهی این روزهای جهانی، درد مشترک، توجه مشترک جامعه جهانی است به مسئله ای که ارتباطی به دین و فرهنگ، زبان و ملیت ندارد: مثل روز جهانی عصای سفید

و ۲۲ مرداد، روز جهانی چپ دست ها...

خیلی ها فکر می کنند خب چپ دست بودن چه مسئله ای است که بخواهد توجه خاص بطلبد، نظر را جلب کند، حالا معلولین و روشن دلان، تکلیفشان مشخص است، اما چپ دست ها، مگر مشکلی دارند بخاطر چپ دست بودنشان؟

.

.

.

.

.

روزمان مبارک چپ دست های مهربان...

چپول

  • ۲۳:۰۳

یکی از آرزوهای ما چپ دستها این است که یک روز محصولات مخصوص چپ دست ها بسازیم تا به شما 97٪ *بگوییم که ما چه می کشیم از دست این چاقوهایتان، پیچ هایتان، قفل هایتان، قیچی هایتان، چرخ های خیاطی، نقشه های قلاب بافی و بافتنی، این دنده ی ماشین مسخره، حتی گاز و ترمز و کلاج که همه کارهای سنگین را باید بسپاریم به سمت ضعیف و دست قوی، فقط باید کارهای سبک را بکند، این دستگیره های در، پنجره، یخچال و...، این موس تان که برای سمت راست طراحی شده، این چپ کلیک مسخره یتان، این شماره های کمکی کیبرد که به خودتان حال دادین و گذاشتین زیر دست راستتان ، آن صندلی های تکی تان که باعث می شد ما کتف مان کج بشود و در جلسات امتحان، به ما تهمت تقلب بزنند، چون همیشه باید کج می نشستیم، شماره گیرهای قدیم تلفن که باید انگشت رو میکردی تویش و می چرخاندی، درباز کن هایتان، ساعت های مچی که نمیشود با دست چپ کوکش کرد، آن قلم درشت من دراوردی یتان که کلی هم برای خودتان انحناهای خاص خطاطی مخصوص راست دست ها برایش ساختید، آن دکمه ی مسخره دوربین عکاسی که گذاشتینش سمت راست که ما دستمان بلرزد موقع عکس گرفتن، خط کش هایتان که شماره هایش میرود زیر دست آدم و... !**

روز جهانی چپ دست ها

نمی شود امروز ننوشت،
روز جهانی چپ دست ها،
روزی که بنا شد، برای اعتراض به راست دست بودن همه و چپ دست بودن ما...
امروز که این قضیه عمومی تر شده، وقتی یادداشت چپ دست ها را می خوانم، خیلی احساس همدردی می کنم.
وقتی پای تابلو، معلم چیزی می نوشت و از نظر من، همیشه جلوی نوشته هایش بود و زمانی که خودم می نوشتم، و همه می گفتند برو کنار...
وقتی می خواستم تیک بزنم و همه مسخره می کردند.
وقتی روی نیمکت می نشستم و همیشه دستم به دست بغلی می خورد، آن وقت وسط نیمکت را خط می کشیدیم که کسی از حدود تجاوز نکند.
وقتی میوه را یک جوری پوست می کندم که از نظر بقیه خنده دار بود... (چون چاقوها، راست دست بودند و من نمی توانستم میوه پوست بکنم.)
اتو کردن، فاجعه بود، هیچ وقت نتوانستم با میز اتو کنار بیایم... چون همیشه اتو سمت راست میز بود.
وقتی باید توی دفترچه دانشگاه آزاد، نوع معلولیت را می زدم: من چپ دست هستم. :(
وقتی روی صندلی سینما که بین صندلی ها، یک دسته است و همیشه برعکس همه ترجیح می دادم، دست چپ را روی دسته بگذارم و به دست بغلی می خورد.
وفتی از پستچی، بسته سفارشی یا پیشتاز را می گرفتم، باید امضاء می کردم، اما همیشه باید از دستش می گرفتم ورقه را، چون او جوری گرفته بود که یک راست دست می توانست امضا می کند.
وقتی سر جلسه همه امتحانات دانشگاه، مراقب را معطل می کردم که ورقه حضور و غیاب را امضاء کنم، هیچ وقت نتوانستم در حالیکه او ورقه را گرفته، امضاء کنم.
وقتی در سری صندلی تکی های دانشگاه، همیشه ترجیح می دادیم روی دوتا صندلی بنشینیم و همه چپ چپ نگاهمان می کردند که دوتا صندلی اشغال کردیم.
الان که فکر می کنم، می بینم یکسری مهارت ها در دوران بچگی، یادگیری شان سخت بود، که همیشه فکر می کردم چرا من نمی توانم، چرا اینقدر پیچیده است، چرا بعضی ها راحت می توانند، اما من هر سری مشکل دارم؟!... حالا می فهمم، نه کودن بودم و کند ذهن، و نه احمق و دست و پا چلفتی...
فقط
چپ دست بودم.

چپ دست ها

اقلیت بودن، همیشه هم بد نیست، هرچند اقلیت، باعث محدودیت می شود، اما همیشه آدم ها در محدودیت رشد می کنند، نه در رفاه...
ما چپ دست ها، حداقل می توانیم افتخار کنیم که خیلی بیشتر از راست دست ها، می توانیم از دست ضعیفمان، استفاده کنیم، چون جاهایی که مجبور بودیم، با ابزارها راست دست ها کار کردیم...
یاد گرفتیم رانندگی کنیم،
درها را باز کنیم،
قفل ها را بچرخانیم،
قیچی کنیم،
با کیبورد و اعداد کمکی کار کنیم،
با موس های مسخره و کلیک راست و چپ کنار بیاییم...

راست دست ها! هر چند ما خیلی اذیت شدیم، اما بیشتر یاد گرفتیم که زندگی کنیم.


* آمارچپ دست ها، متفاوت است، احتمالا چون همیشه راست دست ها، آمار گرفته اند... :دی؛ از 3 درصد گفته اند تا 15%.
**اول مطلب، با کمی دستکاری،  بخشی از یادداشت عزیز چپ دست دیگری است در سال های گذشته درباره روزمان.
*** روز جهانی تان مبارک، همه چپ دست های مهربان...
**** جالب است، عزیزی را می شناسم که با اینکه همه کارها را با دست راست انجام می دهد، اما با چپ می نویسد... :)
*****این تنها روز جهانی است که همیشه از بودنش لذت می برم.

در این دوره زمانه، همه معانی تغییر یافته.
روزگاری که همه می خواهند شبیه کس دیگری باشند. ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خود قیاس می کنند.
بعضی ها را دیگر نمی توان زن نامید.
بعضی زنانگی هایشان را گم کرده اند.
یا گذاشته اند داخل پستو
گروهی دیگر از زن بودن، یک قاب یادگاری دارند، شاید هم آلبوم خاطره، شاید...
اینجا به حکم عقل، قلم نویسی هایش رنگ و بوی زنانه گرفته، با چاشنی اخلاص، ان شاءالله.
ورود آقایان آزاد است... کلیک رنجه می کنید:)
Designed By Erfan Powered by Bayan