خطاب به نفس!۲

  • ۰۸:۵۸

بسم الله

جدال همیشگی عقل و نفس...

- کجای کاری؟

- مثل همیشه مشغول نوشتن یک آیه گرافی، اونم ماه رمضون!

- لله می نویسی یا للنفس!؟

- آخه این سواله؟ معلومه برای رضای خدا می نویسم، قربة الی الله... الان نیتم درست شد؟

- برا همین ساعت به ساعت چک می کنی، چند نفر دیدن، چن نفر لایک زدند، چرا یه سری نیومدن! از فلانی خبری نیست...

- دوباره اومدی گیر بدیا!

- اگر همین الان ملک الموت بیاید...

- ای داد! دوباره شروع کرد... نه بابا! من کلی کار نکرده هنوز دارم...

- خدا خودش بهت قول داده؟

- وای! دوباره این خودشو انداخت وسط قضیه... مگه من به کار تو کار دارم که تو به من کار داری؟!

- وظیفه ام گیر دادنه... دیگه...

- بیا... اصلا این یکی رو خودت بنویس. اتفاقا راست کار همین چیزاست که میگی. من که رفتم.

چشمهایت را ببند و فکر کن همین جا که الان هستی، ایستاده ای و جسمت را می بینی! کارهایت تمام شده؟ آماده ای؟

در این دوره زمانه، همه معانی تغییر یافته.
روزگاری که همه می خواهند شبیه کس دیگری باشند. ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خود قیاس می کنند.
بعضی ها را دیگر نمی توان زن نامید.
بعضی زنانگی هایشان را گم کرده اند.
یا گذاشته اند داخل پستو
گروهی دیگر از زن بودن، یک قاب یادگاری دارند، شاید هم آلبوم خاطره، شاید...
اینجا به حکم عقل، قلم نویسی هایش رنگ و بوی زنانه گرفته، با چاشنی اخلاص، ان شاءالله.
ورود آقایان آزاد است... کلیک رنجه می کنید:)
Designed By Erfan Powered by Bayan