غ مثل غواص

  • ۱۹:۲۳

بسم الله

اِشنوگِل را ببینید...

کمی داستانش خطی بود

کمی شخصیت پردازی ها ضعیف بود، کمیِ بودجه هم دیده می شد

اما

ارزش دیدن دارد. به قول حاج آقا ماندگاری، قربة‌الی‌الله ببینید.


پ.ن۱: کاش در مدیوم سینما هم مثل تلویزیون، حجاب رعایت می شد، موها بیرون نمی اید، شال ها نازک نمی شد، دست ها برهنه نبود. چه اشکالی داشت که دو نقش فرعی خانم در فیلم، کمی پوشیده تر بازی می کردند، باور کنید حفظ دین خدا از همه چیز مهمتر است.

پ.ن۲: تا توانسته اند اذیت کردند. از کمی سالن های اختصاصی تا بدترین فصل اکران، تا بدترین سانس های سینما.

پیامی آورده اند

  • ۱۲:۲۶

تمام قد می ایستم،
و جز اشک، چیزی نمی تواند دل را جلا دهد...

به یاد مادران شهدای گمنام و مفقودین، به یاد خواهران و همسرانی که چشمانشان به در ماند تا خبری از عزیزشان بیاید. به یاد فرزندانی که هیچ وقت به کسی «بابا» نگفتند و بابا همیشه برایشان در خیال جاری بوده.

الان 28 سال گذشته... از دی ماه 65 تا خرداد 94... 28 سال چشم انتظاری، شاید مادرانشان دیگر نباشند، شاید پدرانشان از فراق عزیزان، آب شده باشند...

دریادلان خط شکن، این بار آمده اند تا سهمی از دریادلی شان را به ما هدیه بدهند... آمده اند تا بگویند ما با دست بسته نگذاشتیم کسی عزتمان را خدشه دار کند، شما با دستانی باز و این همه امکانات، چه می کنید؟!

ان شاءالله، امروز اگر توفیقی باشد، قطره ای می شوم در دریادلی میزبانانمان که ما را در بزمشان راه داده اند... هر چند کوتاه...
ما، پدر، مادر، همسر، خواهر و فرزند شهید نیستیم، اما ان شاء الله امروز ثابت کنیم که اینان فرزندان این آب و خاک اند و عزیزدل تمام مردم ایران زمین... به یاد همه دوستان غیر تهرانی مجازی و حقیقی هستم...


پ.ن1: نمی دانستم چه بنگارم، اما می دانستم باید بر این موج سوار شوم...
پ.ن2: این حضور، شاید جزو معدود مزایای پایتخت نشینی است... هر چند خود می دانم وضع ما پایتخت نشینان از همه خراب تر است.
پ.ن3: قراری بود که گذاشته شده بود و خاطرم نبود مهمانی آلاله ها را... الحمدلله موافقت شد برای تغییر در ساعت دیدار که بتوانم هر چند کوتاه در بزم با شکوه دریادلان، حضور یابم.
پ.ن4: وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبیلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیَاء وَلَکِن لاَّ تَشْعُرُونَ (بقره/154) باور کنیم آنقدر حاضر و ناظرند که حتی می دانستند باید 28 سال برای بازگشتن صبر کنند و درست زمانی بیایند که جامعه تشته معنویت است... آن ها نه تنها برای خانواده هایشان، که بر اعمال همه مان آگاهند. قطعا مادرانی چشم انتظارشان بوده اند، اما آنان نه به خاطر دل مادرشان، حتی بعد شهادت، پای آرمان های نظام ایستادند. کاش یادبگیریم.

پ.ن5: قساوت بنی صدام، یک طرف، زنده به گور کردن 175 غواص یک طرف، بستن دستانشان یک طرف، اما چرا با سیم مفتول... چرا با رنج، چرا با عذاب... و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله، اللهم العنهم جمیعاً

یادمان باشد در ظلم ستیزی و دفاع از مظلوم، در پایداری و مقاومت، تک تک آدم ها موضوعیت دارند... مهم اند. نباشیم جزو «و شایعت و بایعت و تابعت» ها

در این دوره زمانه، همه معانی تغییر یافته.
روزگاری که همه می خواهند شبیه کس دیگری باشند. ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خود قیاس می کنند.
بعضی ها را دیگر نمی توان زن نامید.
بعضی زنانگی هایشان را گم کرده اند.
یا گذاشته اند داخل پستو
گروهی دیگر از زن بودن، یک قاب یادگاری دارند، شاید هم آلبوم خاطره، شاید...
اینجا به حکم عقل، قلم نویسی هایش رنگ و بوی زنانه گرفته، با چاشنی اخلاص، ان شاءالله.
ورود آقایان آزاد است... کلیک رنجه می کنید:)
Designed By Erfan Powered by Bayan