کوفه، شام، کربلا، مدینه

حلال

 بسم الله
گفته‌اند عارف باید چهار مرحله طی کند تا به او برسد...
می‌گویم عاشق باید چهار سفر را تمام کند تا به معشوق برسد.

اربعین، سفر به سوی حسین است، با حسین، همراه حسین، هم‌قدم حسین...
سفر الأربعین سفر بالحسین مع الحسین الی الحسین

حلال بفرمایید...
دعا کنید سفرهایم ناتمام نماند...

دعاگو و نایب الزیاره هستم...

سنابانو

وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ

خفقان بود، دوران سکوت و خانه‌نشینی پدر، اولین پسر به دنیا می‌آید؛ دورانی که کسی به این راحتی دوستی با مولا را نمی‌تواند فریاد بزند، حسین بن علی (علیه‌السلام)، با این کار ارادتش را به پدر نمایان می‌کند. نام پسر را «علی» می‌گذارد.

دومی زمان خلافت پدر به دنیا می‌آید، نامش: علی؛ هم دورانی به دنیا آمد که جزو جدایی‌ناپذیر منابر و بعد از خطبه‌ها، ، لعن مولا است؛ نامش را باز می‌گذارد علی.

   

سه برادر، سه علی بن الحسین... برادربزرگتر را صدا می‌کنند: علی اکبر...
          برادر وسط می‌شود: علی اوسط و تنها مردی بود که در کربلا و از خاندان اهل بیت به واسطه بیماری جان سالم به در برد و
                 برادر کوچکتر را علی اصغر نامیدند؛ عمر علی‌اصغر را خیلی ذکر کرده‌اند، 6 ماه است... 6 ماهه‌ای که شد سند جنایت یزید زمان به جرم تشنه بودن؛ یزیدهای زمان ما هم کم نیستند...

در زیارت عاشورا می خوانیم: السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین... به راستی مگر می‌شود مشخص کرد کدام علی بن الحسین...

فرزند شهید به واسطه رشادتش،
امام حاضر به عنوان صاحب عزا یا
شیرخواره صغیر به دلیل مظلومیتش.

این بار که زیارت عاشورا می‌خوانیم، یادمان باشد نام همه فرزندان حضرت ارباب، «علی» است.

دو علی در کربلا شهید شدند و مزارشان همانجا کنار پدر است، اما علی اوسط در کنار عمویش در بقیع به خاک سپرده شد، جایی که این روزها، فقط قطعه سنگی نشان از مزارش می‌دهد.


* روز جوان بر جوانان عزیز مبارک! (ما که جوونی رو رد کردیم وتموم شد...)

** از متن های مطبوعاتی که به زیور طبع آراسته نشد.

کلمات کم می آید...

نمی شود
نمی توانم
نمی گنجد
عظمتی که دیدم
حس کردم
مصیبتی که لمس کردم...
کربلا
اربعین
نمی شد ماند
و حضرت پدر، آغوش گشود برای زائران حرم فرزندش

و
می دانست جز آل الله را، کسی یارای تحملش نیست
صلی الله علیک یا ثارالله و این ثاره


دلم می خواست تمام زخم های پایم را می شد و نگه می داشتم، تمام آنچه از دوست به من رسید...
هزاران بار خدا را شاکرم که امسال زیارت اربعین را قسمتم کرد...

خانه دوست

اربعین
کربلا
حسین
دعا

در زلال اقیانوس عشق، دعاگویتان هستم... حلال فرمایید.


می خواهم دور باشم از هر آنچه مرا از حقیقت به مجاز می رساند.
ان شاءالله وقتی رسیدید به این مطلب، در جوارم «او»یم.
نگفتم، چون باورم نمی شد بعد از این همه سال، بالاخره به «او» برسم.

در این دوره زمانه، همه معانی تغییر یافته.
روزگاری که همه می خواهند شبیه کس دیگری باشند. ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خود قیاس می کنند.
بعضی ها را دیگر نمی توان زن نامید.
بعضی زنانگی هایشان را گم کرده اند.
یا گذاشته اند داخل پستو
گروهی دیگر از زن بودن، یک قاب یادگاری دارند، شاید هم آلبوم خاطره، شاید...
اینجا به حکم عقل، قلم نویسی هایش رنگ و بوی زنانه گرفته، با چاشنی اخلاص، ان شاءالله.
ورود آقایان آزاد است... کلیک رنجه می کنید:)
Designed By Erfan Powered by Bayan