کف

جزو کارهایی که تا حالا نکرده بودم، طراحی آرم، لوگو و ست اداری بود که به لطف اعتمادی که بهم کردند، این کار هم انجام شد...
لوگوی انگلیسی وفارسی...
الان بعد از حدود یک ماه کار طاقت فرسا، احساس رضایت می کنم. واقعا کار هنری، وقت گیر است و همانقدر هم لذت بخش...
چون قرار است ثبت شود، بنابراین به اشتراک نمی گذارمش...


*نام پست برگرفته از حس رضایت است، از ذوق و خوشحالی، «کف» کردم. :) خخخخخخخ

ضمنا هر کسی هم که کار را ببیند، کف می کند، خصوصا وقتی بگویی کار اول طرف است.

عید رمضان

الحمدلله که یک ماه رمضان دیگر را درک کردیم...

خدا دو روز را برای مسلمین عید قرار داد، روز عید فطر و روز عید قربان، که اگر بر این دو روز نام «عید» نمی گذاشت، باید عزا می گرفتیم. هر دو بعد از دو مهمانی بزرگ الهی است... فطر بعد رمضان و قربان، بعد عرفه. پروردگارمان این دو روز را عید قرار داد تا بندگانش زیاد غصه نخورند، زیاد نغهمند که چه چیزهای باارزشی را از دست دادند؛ از چه مهمانی ای، آمده اند بیرون. یادمان نرود سفره رحمت الهی که به گسترده عالم پهن شده بود، جمع شد. البته مهمانی عرفه را بیشتر حاجی ها درک می کنند، آنان که روز عرفه را در عرفات می گذرانند...

اللهم ارزقنا حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام.

کاش در پرونده مان، اول از همه ظهور آقایمان را، بعد هم حج بیت الله را برایمان نوشته باشند. ان شاءالله

بیست و شش سال

خیلی زمان زیادی است برای رسیدن به آنچه که بود و از دست داده بودیم.
26 سال از زعامت حضرت آقا باید بگذارد تا دوباره ولی امر مسلمین، «امام» خوانده شود توسط مسئولین کشور. تا دوباره باور کنند ما یک امتیم و امام داریم.
ملت و هموطن و همشهری نیستیم تا رهبر و رئیس کشور خطاب کنیم.

26 سااااااااااااااااااااااااااااااااااااال

چند نسل که نبودند و حالا هستند. خیلی از جوانان امروز، متولد بعد از جنگند... متولدین 1368 به بعد. دیگر حتی دکترایشان را هم گرفته اند... امسال متولدین 76 کنکور دادند... کسانی که خیلی راحت تر از ما دهه شصتی ها، رهبرمان را، امام خطاب می کنند.

اللهم احفظ قائدنا و امامنا الخامنه ای

امام خامنه ای


پ.ن1: سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه روز قدس امسال، به عنوان اولین مسئول (تا حالا نشنیده بودند در تربیون های رسمی)، گفت: امام خامنه ای...

پ.ن2: بگذارید یک ایراد را همین جا جواب بدهم. آن هایی که می گویند امام، فقط 12 امامند. خیر... ادبیات قرآن این نیست،قرآن حتی پیشوایان کفر را هم امام خطاب می کند. «...فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَیْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنتَهُونَ (توبه/12)» 

پس می توان گفت که لفظ «امام» انحصار در ائمه معصومین (علیهم السلام) ندارد.

 

  

  

 

فقط کمی بی ربط نوشت:

من می خواهم بدانم الان دقیقا کدام خطوط قرمز نظام در این سند نهایی رعایت شده! :| :/

روز عفاف و حجاب

اگر به بهانه یافتن مصاحبه تلویزیونی یک عزیز نبود، شاید امروز اصلا نمی فهمیدم دیروز، روز ملی عفاف و حجاب است. اینکه تلویزیون با او مصاحبه کرده و بعد فهمیدم مناسبت مصاحبه، روز ملی عفاف و حجاب بوده.

کل بزرگداشت روز عفاف و حجاب، شده است یک مصاحبه با چند خانم باحجاب... با سوال چرا چادر؟ گرما، روزه، ماه رمضان. سوال ها و جواب های تکراری...

و آخر می گوید امروز، روز ملی حجاب و عفاف است.

روز ملی؟ کدام روز ملی که جز در تقویم رسمی، اثری از آن نیست.

الحمدلله که مفتخرم به چادری بودن، از زیر سن مدرسه، آن وقت ها که چادر ابتکاری آستین داری را که مادر برایمان دوخته بود را سر می کردیم و با پدر نماز جمعه می رفتیم.

از روز اول مدرسه که مادر برایم چادر معمولی دوخت، تا حالا که ـ تا جایی که یادم هست ـ دیگر بدون چادر پا بیرون خانه نگذاشتم.

الحمدالله علیرغم شل شدنم نسبت به چادر، هیچ وقت جرأت نکردم چادر را کنار بگذارم، بخاطر پدر... .

الحمدلله که دبیرستانم آنقدر خوب بود که روگیر شدم.

الحمدلله علی کل حال

حداقل کار می دانید چه بود؟ امروز گشت های ارشاد مستقر می شدند و به خانم های با حجاب، یک شاخه گل هدیه می دادند... مگر چقدر کار بود؟! حجاب را تشویق کنید در کنار تهدید...


«قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ*وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ...»

عفاف اول به مردها سفارش شده، بعد به خانم ها...

کاش روزهای ملی، اثر داشت، نه اینکه فقط یک اسم باشد توی تقویم...

 

بعدا نوشت: ظاهرا در ده ایستگاه شلوغ مترو، گروهی بسیجان، بسیج شدند و به خانم های با حجاب، یک گل هدیه داده اند. بازم دم بسیجیان و شهردار گرم!

  

 

  

بی ربط نوشت:

 1- 25 سال اجازه بازرسی دادیم... 25 ساااااااااااااااااااااااااال.... برای چند سال مملکت تصمیم گرفتید خب. برای چند نسل؟! شما اصلا می دانید 25 سال دیگر زنده هستید یا نه که قول داده اید! 25 ساااااااال. آقا گفتند 10 سال یک عمر است، بعد شما رفتید 25 سال قول دادید!

در این دوسال
ذخایر 20 درصدمان را اکسید کردیم و رفت...

ذخایر 5 درصد هم رفت روی هوا.

ذخایر 2 درصد هم که هیچ شد...

حالا چشم دوختند به ذخیره 10 تن 3 درصد که طبق قراردادر، فقط 300 کیلو می ماند، بقیه اش را باید بفروشیم به کشور ثالث مورد نظر آن ها.

غنیمت

می دانم طولانی است، تکراری است خیلی از فرازهایش، وقت نمی شود...
اما
نگذارید ماه مبارک رمضانتان بدون ابوحمزه تمام شود... انگار امام چهارم، امام عصر است...
گو اینکه همین جا نشسته توی خانه 60 متری ما و این حرف ها را با خدا زده...
اصلا با لحن حاج آقا، آنقدر داش مشتی حرف زده که باور نمی کنی مال 1400 سال پیش است...

قدر

شب قدر، را اگر قدر ندانیم، پس باید چه چیزی را قدر بدانیم...
در قدرتان، به اندازه قدرتان حقیر را را دعا فرمایید...


همه قرآن، همین امشب بر قلب پیامبر خاتم نازل شد...
«انا انزلناه فی لیلة القدر»
«انا انزلناه فی لیلة مبارکة»
«شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن»

و تا می توانید بخوانید... «فقرؤا ما تیسر من القرآن»

  

  

   
بی ربط نوشت:

  • ۱۴۸

مال حلال

دادنش سخت است، خیلی سخت، خیلی خیلی سخت...

دل کندن از مال دنیا که اینقدر سخت است، دل کندن از خود دنیا چقدر سخت تر می شود. برای همین کلی آیه وحدیث درباره جان کندن داریم.

نمی دانم چرا همه، همه جور پولی برای برای همه چیز خرج می کنند، اما به «خمس» که می رسند، دنبال بهانه نداشتن  می گردند. اینکه پولمان می رود، نمی توانیم جمع کنیم و...

این مشغله های روزمره هم برای آدم وقت نمی گذارد که برود و خمس دهد. گشتن دنبال مسجد و امام جماعت و دفتر وجوهات، کلی وقت آدم را می گیرد، تنبلی را هم اضافه کنید.

سابقا یک سایت راه افتاد، به نام «خمس آنلاین»، طلبه ای که با ابتکار شخصی، چنین سایتی ثبت کرده و وجوهات را می گیرد و دستی به دفتر علماء می دهد. کار مردم را راه می اندازد و رسید دفاتر را برایشان ارسال می کند.

حالا دفتر مقام معظم رهبری، این امکان را به صورت کاملتر روی پایگاه اینترنتی اش قرار داده. دیگر می توان به راحتی خمس، زکات، کفارات، صدقه، مظالم، ختم قرآن، هزینه انجام نماز و روزه قضا را پرداخت کرد و اگر دوست داشتید قبض ممهور داشته باشید، آدرس بگذارید تا برایتان ارسال کنند.

فقط به عنوان یک مقلد، هر چند که وجود چنین سامانه ای، خیلی پیشتر نیاز بود، اما راه اندازی آن در همین زمان هم غنیمت است و جای تشکر دارد. امیدوارم با وجود این سامانه ها، مردم بیشتر خمس و زکاتشان را پرداخت کنند.


«وَ اعلَمُوا اَنَّما غَنِمتُم مِن شَیءٍ فَاَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی القُربی...» (انفال/41) فقط یک پنجم، خدا این همه نعمت داده، حالا می گوید هر چه سود درآوردی، یک پنجمش را بده... واقعا در برابر نعمات خدا زیاد است؟

حدیثی از امام هشتم درباره خمس، واقعا دادن یک پنجم مال، نمی ارزد به دعای امام در حقمان؟

عَن مُحَمَّدِ بنِ زَیدٌ الطَّبَرَی قالَ:
کَتَبَ رَجُلٌ مِن تُجّارِ فارسٍ مِن بَعضِ مَوالی اَبی الحَسَنِ الرِّضا(ع) یَسأَلُهُ الإِذنَ فِی الخَمسِ، فَکَتَبَ اِلَیهِ:

بسم الله الرحمن الرحیم، اِنَّ اللّه واسع کریم، ضمن علی العمل الثّواب و علی الضیق الهّم، لا یحل مال إلّا من وجه أحلّه اللّه، إنّ الخمس عوننا علی دیننا و علی عیالنا و علی موالینا و ما نبذله و نشتری من أعراضنا ممّن نخاف سطوته فلا تزووه عنّا، و لا تحرموا انفسکم دعانا ما قدرتم علیه. فأنَّ اخراجه مفتاح رزقکم و تمحیص ذنوبکم و ما تمهدون لأنفسکم لیوم فاقتکم، و المسلم من یفی للّه بما عهد إلیه و لیس المسلم من أجاب باللّسان و خالف بالقلب و السّلام.

خداوند پاداش اعمال را تضمین کرده است و کیفر سخت گیران را اندوه و غم قرار داده است. هیچ مالی حلال نمی گردد مگر از طریقی که خداوند آن را حلال شمرده است. همانا خمس پشتوانه و یاری دهنده ما جهت تقویت دین ما و اداره امور زندگی ما و کمک به دوستان ماست و همچنین با آن آبروی خود را از کسانی که از قدرتشان بیم داریم حفظ می کنیم، بنابراین آن را از ما دریغ مورزید و در حد توان، خود را از دعای ما محروم نسازید. همانا پرداختِ خمس کلید رزق شماست و شما را از گناهان پاک می گرداند. خمس ذخیره شما برای روز فقر و ناتوانی شما (در قیامت) است. مسلمان کسی است که به عهد و پیمان الهی وفادار بماند و مسلمان نیست آن کس که با زبان پاسخ گوید و با دل مخالفت ورزد.

جشن رمضان

این شب ها، کنار همه برنامه ها، برنامه ای است که سالهاست پخش می شود. شاید دیگر آنقدر بیننده نداشته باشد، اما یکی دوسال است با ابتکاری خوب، از مهمانان برنامه اش دعوت می کند یا به عبارتی توی رودربایستی قرارشان می دهد تا سری به مشکلات مردم بزنند و گره ای باز کنند.

دقت کردید خیلی از این آدم ها، همین انسان های شریف که حالا زیر بار مشکلات زندگی دارند له می شود، قریب به اتفاقشان حاشیه نشی های کلان شهر تهران اند. شهری که قرار بود مظهر آبادی و آبادانی بشود، اما حالا تبدیل شده به شهر هزار ملت. با کلی حاشیه نشین و مهاجر که زیر بار مشکلات تهران، شانه هایشان خم می شود.

شاید بهتر بود کنار همه این مشکلات که نشان می دادند، کمی هم فرهنگ سازی می کردند برای عدم مهاجرت... به نظرم این کارها، خوب است، اما ماهی دادن است. شما یک سری آدم را جای پایشان را در تهران محکم می کنید. پس بقیه هم امیدوار می شوند که شاید، روزی کسی بیاید و جای پایشان رام حکم کند و این می شود توقع کمک برای پایتخت نشینی.

شاید بهتر بود خیلی از این حل مشکلات، در شهرستان انجام می شد. مثلا برای آدم بی خانمان، در شهر خودش، شهر مادی اش خانه می گرفتید. برش می گرداندید به دیارش، شهرش، خانه اش. باورکنید آنجا هم راحت تر بود، هم خوشبخت تر...


1- انفاق لازم است، واجب است نه فقهی، بلکه اخلاقی « وَالَّذِینَ فِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ * لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ » (معارج/24-25)

2- الان لطفا نگویید که چرا این حرف ها را به خودت نمی گویی؟ اول به خودم می گویم و سعی می کنم عمل کنم.

3- متولد پایتختم، از پدر ومادری که همین جا بزرگ شدند و متنفرم از پایتخت نشینی. شهری که جز دود و آلودگی و ترافیک هیچ چیز ندارند، و اگر علقه های خانوادگی نبود، قطعا می رفتم. ماندن در تهران اگر خانواده ام نبودند، جز خسران چیزی ندارد.

   

   

   

بی ربط نوشت:

شغل

واقعا نمی فهمم بعضی از آدم ها را، بعضی هایی را که می روند دنبال شغل هایی، به صرف پول دراوردن. اینکه هدفشان فقط پول باشد، می روند دنبال شغل های کاذب... می روند دنبال خوشی های دنیا، فقط!

فکر می کنم باب مکاسب باید دوباره نوشته شود، از صدر تا ذیل... الان دیگر مشکل مکاسب ما، فروختن روغن نجس نیست، اینکه شیخ، کلی بحث کند که می توان روغن نجس فروخت یا نه...

مکاسب باید دوباره نوشته شود، درباره مدلینگ، پُزِر، ساقدوش داماد و...

مکاسب باید دوباره نوشته شود.

آیا این صداها به قم هم می رسد...


1- «یا ایها الذین آمنوا لم تقولون ما لاتفعلون» بله، خودم می دانم این تکلیف بنده ای که حوزه هم می خوانم، هست... یک موضوع وسیع برای کار کردن... خدایا کمکمان کن.

2- این روزها، دیگر ماه عسل، حال آدم را خوب نمی کند. حالم را بد می کند. قبلا همیشه خوب می کرد، حالا گاهی اوقات... گاهی، فقط...

3- اینکه کلی بحث می کنند که عکس های این آدم ها، حریم شخصی شان است و... قبول ندارم. خودشان کردند. خوشان روی صفحات مجازی این عکس ها را به اشتراک گذاشتند، خودتان آتو ندهید، هیچ اتفاقی نمی افتد. ایشان که به جای مدلینگ عروس، خودشان را پُزِر معرفی می کنند، باید فکر این جایش را هم می کردند. وقتی شما عکس خصوصی برایت معنایی ندارد، چرا از دیگران چنین توقعی داری؟! هر وقت آنقدر عفیفانه زندگی کردی که حریمت را خودت رعایت کردی، بقیه هم احترام می گذارند.

  • ۱۰۶
در این دوره زمانه، همه معانی تغییر یافته.
روزگاری که همه می خواهند شبیه کس دیگری باشند. ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خود قیاس می کنند.
بعضی ها را دیگر نمی توان زن نامید.
بعضی زنانگی هایشان را گم کرده اند.
یا گذاشته اند داخل پستو
گروهی دیگر از زن بودن، یک قاب یادگاری دارند، شاید هم آلبوم خاطره، شاید...
اینجا به حکم عقل، قلم نویسی هایش رنگ و بوی زنانه گرفته، با چاشنی اخلاص، ان شاءالله.
ورود آقایان آزاد است... کلیک رنجه می کنید:)
Designed By Erfan Powered by Bayan